۱۳۸۷ اسفند ۶, سه‌شنبه

فصل چهار:یه ملت آواره بشن که چی؟


یه ملت آواره بشن که چی؟ یه عده دوست دارن دور هم باشن؟
Seven basic laws
1. Not to worship idols.
2. Not to blaspheme.
3. Not to murder.
4. Not to steal.
5. Not to be involved in illicit sexual behavior (adultery, incest, homosexuality, etc.).
6. Not to eat the limb of a living creature [not to be cruel to animals].
7. To establish courts of justice to enforce these laws.


طرفداری از صدام
امیر آباد
سارا دفعه ی سوم بود تو 5 دقیقه ای که رسیده بود خوابگاه، که سراغ یلدا را می گرفت. ترانه، هم اتاقی سال پایینی شون، برگشت گفت: تو یه چیزیت هست، یالا رو کن ببینم چرا اینقد منتظر یلدایی؟
سارا گفت صبر کن بیاد، اینطوری بی مزه می شه!
ترانه گفت: اون بیاد که شما دوتا باز اینقد شلوغ راه می اندازین که من آخرش نمی فهمم چی شد. یالا حالا به من بگو.
سارا گفت: گفتنی نیس که نفهمی، عکسه! ترانه پرید کیف سارا را قاپ زد گفت: بذار ببینم.
سارا کیفشو کشید گفت: عکس آبجیم اینا نیست که هول کردی، از اینترنت گرفتم پرینت کردم. عکس یه عده فلسطینیه که در زمان سقوط صدام راه افتادن ازش حمایت کردن. ایناها، بذار نشونت بدم عکس صدامم دستشونه. ای خدا دلم می خواد ببینم یلدا اینا را ببینه چی می گه؟
ترانه عکسا را زیر و رو کرد و گفت: خوب که چی؟
سارا یه هو خنده رو لبش خشکید، گفت: منظورت چیه خوب که چی؟ از دیکتاتور آدم کش دارن حمایت می کنن. خوب که چی؟ نکنه می خوای بگی عکساش تقلبیه؟
ترانه گفت والا من که از فتوشاپ سر در نمیارم، ولی گیرم عکس راست راستی باشه، مگه امکان نداره تو یه جامعه یه عده آدم مخالف پیدا بشن؟ تو همین ایران خودمون مگه نیستن یه گروهای سلطنت طلب تازه ماهواره هم زدن همه جا را پر کردن ما می خوایم رضا پهلوی برگرده، این یعنی همه ایرانیا سلطنت طلبن؟
اصلا اونو ول کن! بعد از یه مسابقه فوتبال هر چی شیشه اس می شکنه، اتوبوسا داغون می شه، کلی شلوغ بازی می شه، ممکن نیس از اینا یکی عکس بگیره به غربیا بگه ببینین ایرانیا وحشی ان؟
سارا گفت: از تو انتظار نداشتم، حالا اصلا این عکسا را ولش، به قول تو یه عده ای بودن یه اغتشاشی کردن... یاسر عرفات را چی می گی که با اینکه بعد از انقلاب ایران کلی طرفداری فلسطینو کرده بود بازم زمان جنگ رفت طرف اون صدام جانی را گرفت. عرفات که یه نفر نبود رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین بود.
ترانه در حالی که نمی خواست سارا را عصبانی کنه گفت: من که از سیاست خیلی چیزی بارم نیس، ولی مگه عرفات میانجی گری نکرد؟
سارا گفت: ساده ی فسقلی، ایران چرا پیشنهاداشو قبول نمی کرد؟ معلومه دیگه چون به نفع عراق بوده.
ترانه گفت: خوب عراقم قبول نمی کرد! اصلا بی طرف بوده دیگه. با هر دو طرف حرف می زده!
سارا صداش بلند شد و گفت: غلط کرده، این همه پول از ایران گرفت قبل جنگ.

یه هو صدای رسایی از چارچوب در جواب داد: مگه پول دادیم بخریمشون؟
صدای یلدا نه تنها اون دو نفر، که توجه چند نفری هم که تو راهرو بودن جلب کرد.
سارا گفت: چی؟
یلدا بی ملاحظه باز تکرار کرد: مگه پول دادیم فلسطینیا را بخریم؟ یه جوری حرف زدی انگار فلسطینیا یا باید یا زیر یوغ اسرائیلیا بمونن یا بشن غلام ما.
- چی داری می گی یلدا؟ یعنی حمایتشون از عراق توجیه پذیره؟
- من همچین چیزی نگفتم، چه انتظاری می رفته از فتح شکست خورده ی رو به سازش، که یه جامعه ی انقلابی مثل ایران اون روز را درک بکنه؟ الان طرف ما یه کسای دیگه هستن، کسایی که امروز خودشون معنی مطلق یه انقلابن. کی تو دنیای امروز می گه حکومت خودگردان فلسطینی هم پیمان ایرانه که ما به قول تو از خیانتشون ناراحت بشیم؟
- عرفات همین الانشم بین فلسطینیا خیلی طالب داره.
- خوب آره اون اولش از پایه گذارای مقاومت بود، بعدا به سازش کشیده شد، شاید دلیلش این بود که بی غیرتایی مثل من و تو به جای اینکه دستشونو بگیرن نشسته ان تو اتاقشون جمع و تفریق می کنن که از این قائله چی گیر اونا میاد.
البته یلدا قصد بدی نداشت، بیشتر با این حرفش سر به سر سارا گذاشت.
سارا که کفری شده بود گفت: یعنی این حرفا توجیه حمایت بی دلیل از صدامه؟ اون فلسطینیا آخرش ذاتشون عربه، عرب هم وقتی بین فارس و عرب شکر آب بشه هیچ وقت نمیاد از فارس حمایت کنه. اگه تا صد سالم ما دار و ندارمونو به پاشون بریزیم مطمئن باش تا یه امیرنشین خلیجی بخواد بزنه به تیپ ما همه می ریزن از اون حمایت می کنن.
یلدا لجش گرفت و تصمیم گرفت لج سارا را هم در بیاره برای همین گفت: اِ؟ حالا چی بوده این دارایی که به پاشون ریخته بودیم؟ نفتی که شاه ایران گُرگُر به پای اسرائیل ریخت تو قضیه ی تحریم اعراب، و اونو از ورشکستگی نجات داد؟ یا ژاندارم منطقه شدن برای حفاظت از اسرائیل؟ یا پیمان نظامی ش با اونا؟ کنار این همه خاطره ی بد از ایران، صدام همیشه داعیه ی حمایت از فلسطینو داشته، حتی تو جنگ با کویتم صدام شرط آزادی کویتو آزادی فلسطین اعلام کرد.
تو همون جنگ کلی موشک زد به اسرائیل، ما این همه ساله یه نارنجک انداختیم طرفشون؟ اون پولی که حتی همین الان تو نگرانی ما داریم می دیم به فلسطینیا می دونی چند در صد پولیه که همین دولت عربیای بی غیرت می دن برا فلسطین؟ فکر کردی ما خیلی کاری کردیم؟ جز یه روز قدس که میایم بیرون تازه اگه بیایم! دوتا شعار می دیم، از اون دوتا هم یکیش هست انرژی هسته ای حق مسلم ماست! اگه همین امروز رو بشه ما در مقایسه با دیگران چقد کمکم نقدی مون کمه دیگه سرمونو تو دنیا نمی تونیم بلند کنیم!! این فلسطینیا خیلی باحالن که هنوزم می گن زنده باد ایران.
یلدا با موفقیت تمام لج سارا را در آورد، سارا عکسا را پرت کرد یه طرف و گفت: خوبه یه چیزی ام بدهکار شدیم. آه فلسطینیای عزیز ما را به خاطر اینکه صدام موشک زد تو اسرائیل ببخشین!!
اینو گفت و با عصبانیت از اتاق زد بیرون.
ترانه نگاه کرد به یلدا گفت: آخه یعنی چه این کارا؟ چرا درست جوابشو نمی دی؟
یلدا گفت: معلومه وقتی لج بازی می کنه منم لج بازی می کنم، فکر کرده فقط خودش از صدام بدش میاد، تو این مملکتم که ایشون تنها ایرانی موجوده! بعد خندید و ادامه داد: نترس الان بر می گرده، هیچ چی تو دلش نمی مونه!
ترانه گفت: حالا جدا از لج بازی فکر می کنی این پولی که مال مردمه و داده می شه به خارج نباید صرف مشکلات اقتصادی همین مردم بشه؟
- چرا؟ چون یه خط دورمون کشیدن اسممونو گذاشتن کشور ایران بین مستضعفای ما و مستضعفای بقیه ی دنیا فرق افتاده؟
- نه ببین، من می گم مالیات این مردم مال این مردمه، نمی شه که پول از این مردم بگیری برای اجرای امورشون بعد بدی به یه عده ی دیگه.
- کی گفته مالیات می ره برای معیشت مردم فلسطین؟ پولی که برای این کار اختصاص می دن بیشترش یا خمس و زکاته که حکم شرعی داره، یا کمکای مردمی. اون پولی هم (از مالیات) که دولت می ده برای تسلیح هم پیمانای منطقه ای برای دور کردن تهدید از مرزهای همین مردمه. یعنی در واقع بازوی ایرانه که جلوی اسرائیل را لبنان و فلسطین گرفته. میزان بازدارندگی یه کشور بستگی به عمق استراتژیک اون کشور داره، یعنی تا چه فاصله ای از مرزهاش می تونه همچنان دشمنش را تهدید کنه و با چه میزان قدرتی؟ الان نفوذ ایران به حدیه که جنگ 33 روزه را خیلیا جنگ ایران و امریکا اسم گذاشتن، آخرشم که دیدی کی بُرد. می شه گفت عمق استراتژیک ایران امروز نه فقط خاورمیانه، من ادعا می کنم تا امریکای جنوبی هم رفته.
- خوب من اینم قبول ندارم که فلسطینیا و لبنانیا برای ایرانیا فدا بشن، من می گم هر کس به فکر مردم خودش!
- ببخشین اگه حرفم همچین معنی یی می داد، اونا برای آرمانشون می جنگن که همون آرمان ما هم هست برای همین اتحاد ما به نفع دو طرفه، نه اینکه مثلا ما اونا را فدای خودمون کنیم.

شهر غزه، دانشگاه الازهر

یکی از این دانشجوهای طرفدار فتح بود حَمَد. ولی خیلی عقیده ش را بروز نمی داد. یه آدم ساکت و بی دردسری بود، شایدم به خاطر این که طرفدار سازش بود.
توی سایت نگاه انداخت دید رعد منتظره که یه کامپیوتر خالی بشه. آروم دست زد رو شونه ش گفت: خسته ای! رعد گفت: از وایسادن نیست. حمد گفت: همه مون خسته ایم. رعد گفت: شماها از مقاومت ما از سازش.
حمد گفت: این میانه روی، حالا تو بگو سازش، همین بوده که تاحالا نتیجه داده، دولت فلسطینی تشکیل شده، یه عده از زندانیای ما آزاد شدن، جبهه گیری غرب هم علیه معتدلا کمتره. آخه از مقاومت چی نصیبمون شده؟
رعد بلافاصله گفت: حرب تموز (=جنگ 33 روزه)! جنگی که توش ارتش شکست ناپذیر شکست خورد! تخلیه ی غزه، اقلا هزینه ی نگه داریش برای محتلین (اشغالگران) زیاد شده بود، آزادی همه ی اسیرای لبنانی، حتی قنطار ... چیزی که با زور گرفته باشن که با یا حبیبی(!) پس نمی دن!. اون چیزی که تو می گی دستاورد، یه دولت مزدور و فرمانبردار قدرت طلبه که به نفع محتله نه به نفع ما. به خاطر همین مزدوری غرب اینقد با حماس درگیر شدن با اینکه حماس قدرتو با رای مردم به دست گرفته بود. قدرت طلبا! اون زندانیا که احتلال برای خوش اومد شما آزاد کرد چند نفرشون مهره های واقعی بودن؟ ما که نمی خوایم یه عده مجرم و خلافکار را برامون آزاد کنن (توضیح: البته خیلی از افراد آزاد شده نیز از اعضای فتح و زندانیان سیاسی فلسطینی بودند)
حمد صداش را پایین تر آورد و گفت: آره نتیجه ی مقاومتم دیدیم، دیوار حائل، حصار (=محاصره) طولانی مدت، قطع کمکای اروپا، حمله های وقتو بی وقت، بی کاری، گرسنگی، بی دارویی، قطع برق، خفقان، تهدید، بازداشت، شکنجه...
رعد حرفشو قطع کرد: آزادی هزینه داره!
اینو محکم گفت و مغرور.
حمد نگاه کرد به رعد. یه لحظه بهش خیره موند، بعدش گفت: ما برادریم، اگه من با شما مخالفم برای اینه که نمی خوام برادرام فدای هدفای سیاسی ایران بشن. هیچ دولتی کاری را که به نفعش نباشه نمی کنه. حماس هم الان وسیله ی ایرانه برای گسترش قدرتش تو منطقه. ایران برای ما چی کار کرد؟ با اسرائیل جنگید؟ راهی برامون باز کرد؟
این حرف برای رعد گرون تموم شد، ایران براش یه مدینه ی فاضله بود، وزنه ی عدالت خواهی روی زمین! مردم ایران به چشم اون همه فدایی خدا و آزادی بشر بودن.
نگاهش را دوخت به حمد و گفت: آره! راه مقاومت را باز کرد. فلسطین بعد از انقلاب خمینی زنده شد. حماس و حزب الله بعد از اون حادثه به وجود اومدن، همین که حماس اینقدر امروز قدرت مردمی گرفته نشون می ده اون کار درست بود. اگه حمایتای سیاسی بین المللی ایران فارسی از فلسطین کاری نیست، پس چرا عربای هم زبونمون این کارو نمی کنن؟ کی گفته ما داریم فدای هدفای سیاسی ایرانیا می شیم؟ این ما بودیم که می خواستیم کشورمونو پس بگیریم، ایران کنارمون وایساد، حرفی که تو می زنی تبلیغات دشمنه برای اینکه برادرا را از هم جدا کنه و ما را از حمایت ایران محروم کنه.
رعد واقعا از وایسادن خسته شده بود ولی دیگه داشت نوبتش می شد. حمد دنبال دردسر نبود، ترجیح می داد بحث همین جا خاتمه پیدا کنه. بالاخره یه کامپیوتر برای رعد خالی شد. نشست. حمد باز کنارش وایساد و گفت: داره تهدِئة (=آتش بس) تموم می شه، بعدش حماس چی کار می کنه؟
هنوز جمله اش تموم نشده بود که برق رفت، صدای کامپیوترا که فضا را پر کرده بود خوابید و غرغر اعتراض آمیز دانشجوها جاشو گرفت. بچه ها شروع کردن به جمع کردن وسایل و بیرون رفتن.
رعد با یه آه توی صندلیش فرو رفت. خستگی تو تنش خشکید.

عسقلان
انگار هر کس هر جای دنیا که هست باید درگیر اختلاف نظرش با دیگری باشه. ادوین آرزو کرد کاش مرخصی اش تموم می شد و بر می گشت سر خدمتش! خواهرش لیورا حسابی حوصله ش را سر می برد.

۱۳۸۷ اسفند ۴, یکشنبه

فصل 3 : اینا مشکلات عادیه


دانشگاه تهران

سارا سر جلسه دور و برشو نگاه کرد ببینه کیا دورش نشستن. بعد بلند شد برگه ها را از استاد گرفت تا توزیع کنه، به شمس ایرانی که رسید، شمس ایرانی تیکه انداخت: خدا بَد نده خانم راد!
سارا مطلب را نگرفت، گفت: چطور؟ شمس ایرانی گفت: هیچ چی، چشماتون یه حالی بود، شمام که شب امتحانی نیستین مثل بعضی از این دانشجو نماها! گفتم خدای نکرده سرمایی چیزی خورده باشین.
سارا دندوناشو از لج فشار داد رو هم و گفت: نه فکر کنم یه چیزی تو هواست. و رد شد.
خون خونش را می خورد، با خودش گفت دانشجونما هان؟همچین نمایی ازت به پا کنم که از موزه های خارجی دعوتت کنن!
نگاه کرد رو برگه امتحان، خوب شد، سوال اول از فصل چهار!

گذرگاه جبالیا

اینا مشکلات عادی فلسطینه، بازم امروز نتونستن از ایست بازرسی رد بشن، کلا بسته است، حتی دیگه اجازه ی عبور مریضا را هم نمی دن. باریکه، از طرف کابینه ی اسرائیل منطقه ی متخاصم تلقی شده. (منبع)
ادوین همون سربازی بود که رعد باهاش حرف زد، یا بهتر بگیم فریاد زد: شما برای ما حق حیاتم قائل نیستین!
ادوین با تمام نفرتش البته به عبری داد زد: حیوون کثیف حق حیات نداره!
رعد عبری بلد بود. زبان دشمنش بود. اومد جواب بده که یه آیه ی قرآن جلوش وایساد " و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله" ... یه نفس عمیق کشید و تیز تو چشمای ادوین زل زد. و جواب داد: ندیده بودم کسی با صاحب خونه ش اینطوری حرف بزنه!
ادوین یه هو از شدت خشم داغ شد، اصلا نفهمید با قنداق تفنگش چطور زد بیخ گردن رعد که پخش زمین شد. تفنگو مسلح کرد، تو یه ثانیه ماشه را چکوند، خوب شد همکارش دستشو کشید تیرش خطا رفت، وگرنه بلوایی می شد! رعد دست گذاشت ببینه خیسی روی صورتش خونه یا نه و گفت: آره، چون من تفنگ ندارم. تفنگم تو دست توه، که اگه تو دست خودم بود تو الان تو سوراخ سنبه های ارض مقدست قایم شده بودی.
دو سه نفر اسرائیلی ادوین را نگه داشتن، از قبل دلش پر بود... فریاد زد: بلدی که! برو یه بمب ببند به خودت، خودتو بترکون، راکت بساز بزن تو سر یهودیا! تو که خوب بلدی تا یه دوربین دیدی یه سنگ بردار بپرون!
ادوین از خداش بود رعد یه کلمه ی دیگه حرف بزنه تا بیفته گوشه ی قفس، رعد، فهمیده بود.
بلند شد. نگاهش تمام مدت به نگاه ادوین گره خورده بود. لباسشو تکوند و دست محمد را گرفت. وقتی داشت می رفت چرخید و دوباره به ادوین نگاه کرد، یه جور سوزندگی تو نگاهش بود.
نگاهشون همدیگه را بدرقه کرد، نگاه هر کدوم به اون یکی نگاه به اشغالگر سرزمینش بود.
وقتی رعد به اندازه ی کافی دور شد ادوین فریاد زد: شما عربا برده های اسرائیلین، همیشه بودین. (نقل قول مستقیم از ی.م از اسرائیل)

دانشگاه تهران

سارا امتحانو بد نداده بود ولی حالش خیلی گرفته بود. یلدا زد زیر خنده تا قیافه ی سارا را دید. سارا گفت: پسره ی ندید بدید!
- باز چی انداخت؟
- دانشجونما!!! فقط مگه من از اون بیشتر نشم! سوال اول رو بلد نبودم.
- سوال دومو که حل کردی، می شی 4 ، از امتحان دیروزم که یه 6 می گیری، خوب شد 10 پاسی!
یلدا خودش از شوخی خودش خنده ش گرفت ولی سارا عصبانی تر از این حرفا بود.
اصلا سر کلاس بعدی نرفت. حتی وقتی یلدا رسید تو خوابگاه هنوز سارا داشت دور اتاق راه می رفت. تا چشمش افتاد به یلدا گفت: دِ چرا نمی فهمی؟ این پسره دراز پشت کوهی باید روش کم بشه!
یلدا گفت: خوب اینا که مشکلات عادی ایرانیاست!!
سارا خوشش نیومد، گفت: همچین عادی ام نیس، به خصوص که من فعالیت سیاسی هم می کنم. نیم نمره کم بیارم ملت سرم سوار می شن که هان دیدی به خاطر فلان میتینگ افتادی! اگه دانشجو بخواد تموم هم و غمش دو نمره بیشتر و کمتر باشه و سرشو بالا نکنه ببینه تو مملکت چه خبره که کشور رفته دست هر چی عقب مونده ی فالانژ دیکتاتوره. استادا یعنی اینو نمی فهمن؟ وقتی سیاست کشور سرکوبه اقلا استاد نباید راه را برای دانشجویی که درد آزادی داره باز کنه؟
یلدا مقنعه ش را برداشت و توی آینه نگاه کرد: درد چی چی؟
- ای خدا باز این شد یه بحث دیگه. اگه دوباره فیلت یاد هندستون کرد به عرضتون برسونم تو گرچه اشتباهی تو ایران به دنیا اومدی ولی من "ایرانی ام". تا وقتی تو ایران بی عدالتی هست وقتمو تلف هیچ عرب ملخ خوری نمی کنم.
یلدا شونه هاشو بالا انداخت و گفت: به هر حال اینم جزو مشکلات عادی ایرانیاس.

فلسطین، جبالیا

محمد با دلخوری گفت: کاش بابا زندان نبود، حتما یه کاری می کرد.
رعد گفت: محکم باش پسر، اینا که مشکلات عادی فلسطینه! و با خودش فکر کرد: خدا می دونه می خوان با ما چی کار کنن!
محمد بالاخره نفهمید اینکه چند ساله پدرش زندانی اسرائیله مشکلات عادیه یا اینکه چند ماهه غزه در محاصره اس،(نقل از و.ن، از فلسطین) ولی دیگه نپرسید چون به هر حال هر دو تا مشکلات عادی فلسطین بود.
رعد فکری بود که اگه الان راه بیفته طرف غزه قبل از تعطیلی دانشگاه می رسه یا نه؟ براش دیگه حرف از این حرفا گذشته بود که درس بخونیم تا فردا بتونیم فلسطینو آزاد کنیم. فلسطین از دست رفته بود اگه امروز به فردا می رسید!
آتش بس ماه ها بود بین حماس و اسرائیل منعقد بود، حماس دیگه یه دونه راکتم نزده بود مشروط بر اینکه اسرائیلم گذرگاه ها را باز کنه ولی اغلب اوقات گذرگاه ها هنوز بسته بود، اینم نمونه ش!
البته گروههای جهاد اسلامی هنوز گه گاه یه راکتی می زدن، چه می شد کرد اونا نه در قدرت بودن نه طرف آتش بس.
ولی باید می رفت دانشگاه، حداقل به خاطر اینکه تنها راهی بود که داشت.


ادوین هنوز از حرفایی که امروز از این فلسطینی شنیده بود عصبی بود، ولی ساکت شده بود و از دور دست به خاک نوار غزه نگاه می کرد، یاد روز فارغ التحصیلی ش افتاده بود. البته اختلاف سنی زیادی با رعد نداشت ولی دانشگاه های اسرائیل که مثل دانشگاه غزه نیست که دم به ساعت یه اتفاقی تعطیلش کنه، می تونی با آرامش درستو یه سره بخونی و تمومش کنی، البته اگه اون عرب اسرائیلیای مزاحم از جلوت رد نشن و روزت را خراب نکنن.
به این باریکه ی لعنتی نگاه می کرد، دلش میخواست همین فردا اسرائیل این تیکه زمین را شخم بزنه و با دریا هم سطح کنه. تنها راهی که می شه عربا را ساکت کرد اینه که هر روز با چماق تو سرشون بزنی (نقل قول مستقیم http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2009/feb/10/seth-freedman-israel-elections )
میل خودته عرب بی چشم و رو، اگه می خواستی کنار بیای اینقدر صلح طلب احمق تو اسرائیل پیدا می شد که برات یه حقوقی جور کنه، کشورتو می خوای هان؟ باشه حالا که می خوای دلیرانه برو به جهنم!
این فکرا ادوین را بیشتر و بیشتر عصبی می کرد، پدر اون با اینکه مهاجر بود سوگند وفاداری به اسرائیل یاد کرده بود. اون به پدرش افتخار می کرد (مولف: کلا مهاجرین برای وفاداری به اسرائیل سوگند یاد می کنند)


امیر آباد، خوابگاه دانشگاه تهران
یلدا جزوه را کوبید تو سرش، هر چی جون می کند حواسش جمع درس نمی شد. فکر می کرد باید یه مثالی از خود ایران بزنه برای اینکه به سارا نشون بده ظلمی که تا تو ایران هست سارا خانم وقتشو تلف هیچ عرب ملخ خوری نمی کنه، اصلا قابل مقایسه با ظلمی که در فلسطینه نیس.
تو ذهنش گفت: ببین سارا کی تا حالا تموم مردم ایرانو ... نه اون که اصلا قابل تصور نیس!...* ببین سارا کی تاحالا یه دهم ایرانیا رو یه قدرت خارجی آواره کرده تو خونه هاشون مهاجر نشونده ... نه! بذار بازم ساده تَرش کنم*... فرض کن همین دولت خودمون از شهراشون بیرون کرده، خونه هاشون مصادره شده، از شهرای دیگه یه عده را آوردن مثلا... هممم مثلا ... ایثارگران یا بسیجیا! بگن اینا چون جون برکف هستن حقشونه این زمینو بهشون بدیم
فرض بگیر این هفت ملیونو بندازن تو اردوگاه برای ... نه 60 سال و 40 سال خیلیه، قابل تصور نیس*... مثلا 4 سال با سرنوشت نامعلوم. تو اردوگاه ها تا حد مرگ تحت فشار قرار بگیرن و تا صداشون دربیاد هم قتل عام هزار نفری و شنکجه و تخریب نیمچه خونه ها و محاصره ی شدید و ... بابا چه خبره؟* بی خیال شکنجه و تخریب و محاصره، فرض کنیم یه صد نفری شونو فقط بکشن، بعدم دنیا بهشون بگه تروریست*.
خلاصه چی شد؟
سارا خانم کجای ایران که اینقد فکر می کنی قبل از هر کس تو دنیا باید به دادش برسی چندین ملیون ایرانی (همون ده در صد) را از تو خونه هاشون بیرون کردن خونه هاشونو دادن به مثلا بسیجیا. اونا را هم بچپونن تو اردوگاه برای چند سال و همه ی حقوق بشر و حیوانات و گیاهان و سایرینم از این آدما بگیرن، تا صداشون تو اردوگاه در بیاد هم گارد بریزه 100 نفرشونو بکشه. بعدم بگه اینا اراذل و اوباش بودن. (تازه اونم نه تروریست!)
خوب نسبتی شد ... نه خدایی! کجای ایران همچین ظلمی داریم که تو اینقد اورژانسی به فکر نجاتشون افتادی قبل از همه ی آحاد بشر؟
یلدا نگاه کرد به گوشه ی جزوه ش که حالا اینا را نوشته بود و سعی کرد تخمین بزنه چقدر مسئله ی فلسطینو ساده کرده.
10×10×10×10 ضرب در یه کمی، می ره تو مخرج می شه حدود ...
یلدا با شگفتی از تختش بلند شد و خیره به جزوه ش نگاه کرد، خودشم نفهمیده بود که مسئله را بیش از ده هزار بار کوچیک کرده...!
(استپ های ساده سازی با ستاره مشخص شده اند برای محاسبه ی ساده سازی کل مقادیر ساده شده در هر استپ را در هم ضرب می کنیم)
یه ملت آواره بشن که چی؟ یه عده دوست دارن دور هم باشن؟
Seven basic laws
1. Not to worship idols.
2. Not to blaspheme.
3. Not to murder.
4. Not to steal.
5. Not to be involved in illicit sexual behavior (adultery, incest, homosexuality, etc.).
6. Not to eat the limb of a living creature [not to be cruel to animals].
7. To establish courts of justice to enforce these laws.

۱۳۸۷ بهمن ۳۰, چهارشنبه

منطق اسراییل برای کشتن :هیچکس بیگناه نیست

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود نظرات ذکر شده لزوما نظر تهیه کننده آن نیست
منطق اسراییل برای کشتن :هیچکس بیگناه نیست
14 feb
2009
from: dissident voice
by:M. Junaid Levesque-Alam
وقتیکه ما سرزمین را ساکن شده ایم ،اعراب هیچ کاری نمیتوانند بکنند غیر از اینکه مثل سوسکهای مسموم توی یه بطری آشفته بدوند (فرمانده ارتش اسراییل رافائل ایتان 1983 )
در مقابل چشمان آنها ما سرزمین و دهکده هایشان را تصاحب کردیم جاییکه آنها و پیشینیانشان زندگی کرده اند ...ما نسلی استعمارگر هستیم ،و بدون کلاخود آهنی و لوله تفنگ نمیتوانیم خانه ای بسازیم یا درختی بکاریم
فرمانده مشهور ارتش اسراییل موشه دایان
توجیهات رسمی اسراییل[اشغالگر]برای از بین بردن زندگی 1300فلسطینی --نیمی از آنها شهروند عادی و یک سومشان کودک(متاسفانه نویسنده همه مردهای فلسطینی را شهروند غیر عادی حساب کرده م.)--که توسط توجیه کنندگان آن اغلب تکرار میشود این است :موشکهای حماس منصرف شدن از حمله را غیر ممکن میکرد، وروشهای حمله، تلفات شهروندان را غیر قابل اجتناب میساخت
آیا این موضع گیریها با[حقایق] تاریخ جفت وجور میشن یا اینکه آنرا سرمیبرند؟آیا آنها منطقی اند؟آیا اخلاقی اند؟ یا اینکه صحنه هایی دود آلود هستند که با هدف پنهان کردن حقایقی مشکل آفرین درمورد راهبردهای اسراییل و مبدا خود آن میباشند ؟
واقعیت در پس راکتها
اولین بهانه اسراییل در مورد موشکهای حماس، به چند دلیل از رده خارج است
اینکه خیلی شسته رفته و به غلط حماس را حمله کننده به اسراییل معرفی میکند.تنها مشکل این تخیل مطلوب این است که اسراییل خیلی قبل تر از اینکه حماسی وجود داشته باشد مشغول اخراج کردن ،اشغال کردن و زندانی کردن فلسطینیها بوده است
یک روزنامه نگار اسراییلی به نام آمیرا هس در ژانویه همین سال نوشت ،"غزه یک قدرت نظامی که اسراییل کوچک،صلح دوست خود را مورد حمله قرار داده نیست بلکه غزه زمینی است که اسراییل در سال 1967 اشغال نموده است،همینطور کرانه باختری .ساکنان آن بخشی از سکنه فلسطین هستند که سرزمین خود را در سال 1948 از دست دادند "
ه
ولی چگونه آن سرزمین "از دست رفت"؟ بعد از کنکاش آرشیوهای در دسترس عموم قرار داده شده کشورشان(اسراییل غاصب)تحصیل کردگان صادق اسراییلی به عملیات [شامل] تجاوز ،قتل ،پاکسازی قومی که در 1947 به اوج خود رسید اشاره میکنند.
اولین نخست وزیر اسراییل دیوید بن گوریون ، بعد از اخراج کردن 750000فلسطینی به یک دوستش گفت،"آنها فقط یه چیز میبینند ،ما اینجا آمده ایم و سرزمین آنها را دزدیده ایم بنابراین چرا باید آنرا بپذیرند؟
"ه
واقعا چرا ؟ برای یک کشور بمباران کردن با راکت کشور دیگر یک جنایت بدون دلیل و محرک هست .ولی برای مردمی بدون کشور موشک انداختن روی آنهاییکه به زور کشورشان گرفته شده --و سپس در اردوگاهها احاطه شده اند ،از دنیا(جامعه جهانی) برانده شده اند ، و به طور سازمان یافته قتل عام میشوند[ آنهم] با سلاحهایی بسیار مرگبارتراز دست ساخته های غیر قابل هدایت --موضوع فرق میکند
درست همانطورکه ما یک نوار ده دقیقه ای رو از کسیکه زنش رو به شدت کتک میزند را از دقیقه نهم پخش نمیکنیم درست جاییکه ممکنه اون زن مقابله به مثل کنه ،نمیتوانیم از دهه های گذشته که اسراییل [مشغول]پاکسازی نژادی ،اشغالگری ،و بمباران بوده بگذریم و به شلیک راکتهای حماس به عنوان نقطه شروع اشاره کنیم
حتی کاملا جدای از مفروضات تاریخی،حمله[اشغالگرهای صهیونیست] نمیتواند به وسیله شلیک راکت توجیه شود زیرا که به سختی [میتوان حکم کرد که] راکتی پیش از حمله اسراییل شلیک شده.بنابر ارتش اسزاییل(ارتش اشغالگر )،در ماههای آتش بس که شامل ژوئن ،آگوست ،سپتامبر و اکتبر بوده تعداد راکتهای شلیک شده از غزه یک ،هشت ،یک، و دو بوده .حتی همین راکتهای کم هم به احتمال زیاد توسط گروههای کوچکتر مبارز که تحت کنترل حماس نبودند اتفاق افتاده .به طور کوتاه حماس بر سر قول آتش بس خود ایستاده --حقیقتی که اسراییل در طول این ماهها بهش معترف بوده .5 نوامبر ،اسراییل خودش آتش بس رو با آغاز یک عملیات نظامی که باعث کشته شدن 6 تفنگدار حماس شده شکسته .
از لحاظ اخلاقی هم ،ترور(ترس و وحشت م.) که اسراییل بر مردم فلسطین برقرار کرده[ به هیچ وجه] قابل دفاع نیست.در مجموع تعداد 23 اسراییلی از نوامبر 2001 تا ژوئن 2008 کشته شده اند که به نقل از سایت حامی اسراییل میباشد . در طول "جنگ" غزه در مجموع سه اسراییلی غیر نظامی کشته شده اند (البته تمام اسراییلیهای بالای سن قانونی زمانی بر ضد فلسطینیها در ارتش اشغالگر تفنگ بدست گرفته اند یا اینکه در لیست انتظار میباشند چه زن و چه مرد م.).اگر اتش فوری اسراییل و کشتار 600 شهروند غیر نظاامی با راکتها "توجیه "میشود که مرگ تعداد کمی از شهروندان اسراییل را موجب شده است،پس --با به کار گرفتن منطق خود اسراییل --آیا حماس اکنون برای ادامه شلیک راکتهای خودش بیش از هر وقت دیگری "توجیه" ندارد؟
(تعداد شهروندان فلسطینی شهید شده به دست صهیونیستها 1300 نفر بوده است ولی در گزارشات خارجی اغلب مردها به عنوان شهروند غیر نظاامی به رسمیت شناخته نمیشوند ،تعداد حماسی های شجاع و جنگنده شهید شده انگشت شمار بوده و زیر صد نفر بوده است م.)
چطور اسراییل خودش را با اخلاقیات بالا معرفی میکند اگر فرمول حماس را میگیرد ولی در کاربرد آنرا به صورت یک به صد استفاده میکند؟
محکوم کردن قربانی
توجیه کنندگان اسراییل در اینجا با این دلیل وارد میشوند که این نه اسراییل ،بلکه حماس هست ،که مسئول جنایات اسراییل است
این هم موجه نمایی است.
شاید عجیب باشد که بر ایده هایی پافشاری شود که خارج از مد (معمول) روز و اختلافات دم دست میباشد، ولی این باید یک قانون پذیرفته شده باشد که آنهاییکه میکشند باید پاسخگوی قتلها باشند .هواخان اسراییل ادعا میکنند اسراییل باید[از این قاعده] مستثنی شود(آیا اسراییل همیشه یک استثنا نبوده؟)زیراکه حماس "پشت شهروندانش قایم میشه" یا"شهروندان را به صورت سپر استفاده میکنه"یا"از نواحی غیر نظامی شلیک میکنه"،پس حمله کننده را از سرزنش برای کشته های غیر نظامی معاف کنید

نیروی حقیقت تاریخ بر ضد توجیه کنندگان است.مردمی که در اردوگاههای چرک نمای پناهندگان غزه زندگی میکنند به انتخاب خودشان یا به خاطر حماس آنجا نیستند:آنها به وسیله اسراییل آنجا به دام افتاده اند.آنها پاکسازی قومی شده اند، در سال 1948،هنگامیکه اسراییل زمینهایشان را دزدید،آنها به این نوار باریک که مرز دریایی دارد پناه برده اند.آنوقت حتی غزه هم در سال 1967 توسط اسراییل اشغال شد،که باعث شد مردم آن به وسیله ارتش اسراییل تحت اشغال و توسط مهاجران یهودی متعصب که زمینهای اشغال شده آنها را برداشتند احاطه باشند



وقتیکه بالاخره این اشغال در سال 2005 به پایان رسید ،زندانبان از داخل زندان به خارج آن نقل مکان کرد تابهتر بتونه زندانیان را اداره کنه.بیشتر مهاجران یهود به زمین فلسطینی دزدیده شده بزرگتری در کرانه باختری انتقال داده شدند و اسراییل یک تحریم همه جانبه بر غزه وضع کرد یعنی غزه ایها را به خاطر انتخاب حماس مجازات دسته جمعی کرد،فتح که انتخاب دیگر ممکن بود،به طرزی مایوس کننده پولکی بود
محاصره اقتصاد را تخریب کرد و حتی در موقع آتش بس هم برداشته نشد.اسراییل مانع ورود فلسطینی ها به اسراییل برای کار شد،راه دریا را بست،و ورود کمکهای غذایی و سوخت را در هر زمان که مطلوبش بود ممنوع کرد،تا رنجی گسترده را برپرتراکم ترین ناحیه جمعیتی جهان حاکم کند .یکی از مقامات اسراییلی در مورد نتایج ویران کننده آن(محاصره ) در سال 2006 کلی مباهات کرد ."نظریه این است که رژیم غذایی فلسطینیها رو تعیین کنیم ،ولی اجازه هم ندهیم که از گرسنگی بمیرند. "همین اسراییلی در آن زمان گفته بود اجازه بدهید رنج بکشند ،ولی اجازه ندهید که بمیرند.نوبت آنهم خواهد رسید
حتی واتیکان ،که معمولا درجهت مسلمانها بیانیه صادر نمیکند،اخیرا تغییر موضع داده و غزه را به یک "اردوگاه کار اجباری "تشبیه کرده
بنابراین هنگامیکه هواداران اسراییل بحث میکنند که اسراییل باید از مسئولیت مردم کشته شده فلسطینی مبرا باشد به این دلیل که حماس "خواسته"تا در "نواحی مسکونی" مستقر بشه ،باید به این حقیقت توجه بشه که فلسطینیها هیچ حق انتخابی در مورد نواحی [سکونتشان]ندارند--آنها در بین مرزهای قفس شان با اسراییل گیر افتاده اند که اسراییل آنها را به ضرب پاکسازی قومی،اشغالگری و محاصره به آنجا رانده است
حتی در سطح خیابان اسراییل شهروندان غیر نظامی فلسطینی را(اصولا فلسطین ارتش ندارد م.) با منظور آسان کشتن در همان دسته بندی قرار میدهد.چند خانواده در قسمتی از غزه به نام زیتون به همین موضوع اشاره میکنند.سربازان اعضای خانواده را در مجبور به تجمع در یک ساختمان کردند و سپس آنرا هدف آتش قرار دادند و ساکنان فراری را با وجودیکه پرچم سفید حمل میکردند کشتند.یکی از سربازان اسراییلی که در ناحیه زیتون حضور داشته با شکستن دستورات نظامی در اعتراف به یک روزنامه بریتانیایی گفت که واحد او دستور داشته "به هرچیز متحرکی شلیک کند". او گفت به واحد دستور داده شده بود اول شلیک کند و بعد سئوال بپرسد
اسراییل حماس را در یک مرغزار دعوت به مبارزه نکرد.و از مجموعه اسلحه های هنری خود که ساخت آمریکا است چیزی به حماس نبخشید .او هیچ بزرگراه خروجی قبل یا هنگام یا بعد از درگیری برای شهروندان آن(فلسطین) قرار نداد، حتی بمباران خود را در نیمه روز هنگامیکه کودکان در مدارس حود بودند آغاز کرد .اسراییل یک تونل کشتار متراکم را درطول دهه ها ایجاد کرده و از آن بهره برده است که سرنوشت شهروندان در آن بسیار دور[ از انتظار] بوده است
یک نفر شاید استدلال کند که حتی در بدترین وضعیت ها ،گروههای چریکی[مدافع] باید تمام سعی خود را بکنند تا در هنگام عملیات جنگی قاطی شهروندان عادی نشوند.اگر اکثریت تلفات مردم فلسطین به این دلیل بوده که حماس آنها را به راست و چپ هدایت میکرده تا به عنوان سپر انسانی از آنها استفاده کند باید دلایل آشکار این موضوع وجود داشته باشه(به طور کلی حماس بعد از پایان حمله اسراییل در نواحی اشغالی حتی محبوبتر هم شده م.)
ولی دلایل کجا هستند ؟با وجود تمام ابزار و تجهیزات پیشرفته جاسوسی ،ماهواره ها ،زنبورهای بازدید کننده(منظور زنبورهای مکانیکی تصویر بردار ادعایی اسراییل است م.)و دوربینها،دولت اسرییل هرگز یک نتوانسته است هیچ دلیل قانع کننده ای برای این موضوع ارائه دهد.در واقع اسراییل حتی گزارشگران را از ورود به غزه در هنگام عملیات منع کرد.چر خواسته است که روشهای وحشتناک حماس را از دید دنیا مخفی کند؟
پاسخ اینست که اسراییل وحشتهای خود را پنهان میکرده.در چند مورد که این کار امکانپذیر نبوده --جاهاییکه سازمانهای بین المللی یا گزارشگران رویترز درگیر بوده اند --تصویری از نوع دیگر ظاهر شده است:اسراییل شهروندان و امکانات شهری را نابود میکرده ،نمایندگان سازمان حمله را محکوم کرده اند و[در پاسخ] اسراییل حماس را به شلیک از آن نزدیکیها متهم کرده است.هر بار که نمایندگان سازمان با تاکید اظهار داشته اند که حماس در آن نواحی عملیات انجام نمیداده و اثبات اسراییل را خواستار بوده اند .هیچ جوابی موجود نبوده است
فقط در یک مورد --قتل عام 40 شهروند فلسطینی که در یک ساختمان سازمان ملل پناه گرفته بودند -- اسراییل با اطمینان ادعا کرد که میتواند ثابت کند که جنگجوهای حماس از آن نزدیکیها موشک شلیک کرده اند . ولی ارتش اسرایل بلافاصله بعد از آن داستان خود را تغییر داد و مجبور شد داستان دیگری سر هم کند
انگار تمام این موارد کافی نبود ،که ناگهان آشکار شد اسراییل مردم فسطینی را به عنوان سپر انسانی استفاده میکرده
حتی در مواردی خاص که اسراییل باید برای انحراف افکار عمومی مانع [بعضی اتفاقات] میشد،هیچ اقدامی نکرد.این همان تکبری است که یک قدرت همه جانبه رادر اختیار میگیرد.ما فقط میتوانیم تصور کنیم که اکثریت فلسطینی ها تحت چه شراط ظالمانه ای به سر میبرند ،در حالیکه جدای از سازمانهای بین المللی و روزنامه نگاران غربی زمینگیر شده اند تا مورد ظلم واقع شوند
این ترکیب تاریخ و حقیقت موجود در آن ناحیه تمام بهانه های اسراییل را بی اثر میکند.زیرا زورگویی برای محکوم کردن قربانی که موردی معمول در بین استعمارگران است.ولی برای اسراییل بیرون راندن قربانیانش از خانه هایشان ،فرستادن اجباریشان به اردوگاههای نامناسب برای انسان ،و سپس مقصر دانستن آنها به خاطر مردن دسته جمعی شان وقتی اسراییل تصمیم به کشتن انها میگیرد آنهم در قفس بسیار محدود یکه خودش طراحی کرده است--این واقعا یک دستاورد جدید در دنیای ظلم است
بنابراین مسئولیت اسراییل در مورد قتل شهروندان به هیچوجه کمتر از مسئولیت ماشین کشتارگاه برای کشتن رمه نیست

کشتن شهروندان به عنوان یک راهبرد




ادامه دارد

...

۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

ایالت 51 ام

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود نظرات ذکر شده لزوما نظر تهیه کننده آن نیست

فقط اینکه :اسراییل به طور قطع ایالت 51 ام ماست!ه
نویسنده ملیسا راسی
7 Feb 2009
موقعیکه روی پست امروز ام.جی روزنبرگ اینجا روی هافینگتون پست کلیک کردم فکر میکردم که یک بعدازظهر جمعه زیبایی خواهد بود،
مدیر تعیین خط مشی برای گروه مباحثه ای ،خط مشی اسراییل ،اولین صفحه بلاگ آقای روزنبرگ، انتخابات پیش روی اسراییل را مورد بررسی قرار میدهد --و میگوید که نتیجه "واقعا به ما مربوط نیست".به هرصورت اوبا خوش قلبی تذکر میدهد ،"به عنوان آمریکاییها ،وظیفه ما حمایت از سیاستهایی است که بهترین برای آمریکا و برای اسراییل باشند"
وقتی من خواندن آن مقاله را آغاز کردم هیچ نظری(کامنت) زیر آن نبود--ولی در زمانیکه من پست اورا میخواندم و بعد دگمه پاسخ را فشار دادم 5 نظر اضافه شده بود و تعداد بیشتری [نظر]منتظر اضافه شدن بودند و همه آنها هم یه چیز میگفتند -- نه آقای روزنبرگ-- وظیفه ما پیشنهاد دادن خط مشی هایی هست که برای دوره[کنونی]آمریکا بهترین باشند
من به واقع به این خطر آگاهی پیدا کرده ام که اسراییل بی شک ایالت 51 ام ما شده است--که احتمالا باید بین ایندیانا و کانزاس قراربگیرد-- بااینحال این ایده حقیقتا سیاست خارجی ایالات متحده را مورد هجوم قرار داده ..به هرصورت اسراییل--یک کشور دولتمند-- بدون اینکه اکثر آمریکایی ها بدانند،بیش از هر کشور دیگری در دنیا، کمکهای خارجی ایالت متحده را دریافت میکند --و قسمت عمده آن برای تسلیحات صرف میشود،که نتیجه موافقت کمپ دیوید 1979است که صلح بین اسراییل و مصر را برقرار کرد
بنابراین هروقت که اسراییل یک حرکت نظامی انجام بدهد نتیجه آن به ایالات متحده برمیگردد--زیرا که آنها از تسلیحات مجانی ما استفاده میکنند .
نئومحافظه کارها که در حکومت بوش هم پدر و هم پسر تفوق داشته اند ،این ایده را که هرچه برای اسراییل بهترین است برای آمریکا بهنرین است را پذیرفته بودند،و بنابراین افرادی وجود دارند که بحث میکنند که در حقیقت رژه ما به داخل عراق در سال 2003 بیشتر برای پیروز شدن بر خطری برای اسراییل بود تا برای آمریکا
و به یقین ،اگر اسراییل حرکتی بر ضد ایران انجام بدهد --که در هرصورت احتمال ممکن هست صرفنظر از آنکه چه کسی انتخابات رو ببره--و حتی قبل از آن-- و باز هم فقط مارا درگیر نخواهد کرد بلکه مستقیم یا غیر مستقیم به زشت ترین جنگی که تا کنون در خاورمیانه دیده ایم وارد میکند

متاسفم آقای روزنبرگ این به ما مربوطه که چه کسی انتخابات اسراییل رو میبره --در هرصورت اسراییل آخرین ایالت ما نیست .
من خوشحال میشم باشما در اینمورد مناظره کنم ،تحت هر عنوان هر گروهی که شما مایل باشید

۱۳۸۷ بهمن ۱۲, شنبه

آیا میدانید که حتی مرغهای فلسطینی یک خطر جدی برای صهیونیستها هستند

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود


30000 قطعه طیور فلسطینی مشکوک به فرستادن موشک روی اسراییل اکنون بی خطر شده اند
دیگه وجود ندارند


اولمرت و لیونی و پرز مفتخر به داشتن چنین سازمان ضد جاسوسی(موساد)هستند که حتی بین مرغها هم اطلاعات جمع میکند!!!ه

۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه

البرادعی :شبکه خبری بی بی سی آداب انسانی خود را از دست داده است

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود نظرات ذکر شده لزوما نظر تهیه کننده آن نیست

رییس آژانس اتمی ،بی بی سی را به خاطر پخش نکردن درخواست سازمانهای کمک رسان برای فلسطینیان درطول حمله اخیر نظامی اسراییل در غزه تحریم نمود و مصاحبه خود با این شبکه را لغو کرد این یک درخواست سه دقیقه ای برای پخش از شبکه بی بی سی بود از جمله درخواست کنندگان آن سازمان صلیب سرخ جهانی بود

البرادعی :شبکه خبری بی بی سی آداب انسانی خود را از دست داده است

UN Nuclear Chief Boycotts BBC Over Gaza Appeal

The UN’s top nuclear watchdog is boycotting the BBC over its refusal to broadcast an appeal by aid agencies for Palestinian victims of Israel’s recent military actions in Gaza. International Atomic Energy Agency head Mohamed ElBaradei says he’s canceled planned interviews with the BBC, saying it has violated “basic human decency.” The three-minute appeal came from groups including the Red Cross, Oxfam, Save the Children, and Christian Aid and aired on other British networks this week.


۱۳۸۷ بهمن ۱۰, پنجشنبه

ایالات متحده ورشکسته؟؟؟

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود نظرات ذکر شده لزوما نظر تهیه کننده آن نیست


آیا زمان نجات دادن[خودمان]از ایالات متحده فرا رسیده است؟
پل کریگ رابرتس
28 ژانویه 2009
information clearing house
حاکم ایالت کالیفرنیا جان چنگ در 26 ژانویه اعلام کرد صورتحسابهای کالیفرنیا(؟)از میزان درآمد مالیاتی و سقف اعتباری آن گذشته و اینکه ایالت قصد چاپ پول خودش را که "یوس" نامیده میشود دارد.
به جای دریافت وجه برگشتی مالیات ایالتی(؟) به صورت دلار،اهالی کالیفرنیا یوس دریافت خواهند کرد. مساعدت به دانشجویان وپرداختهای به معلولان و افراد نیازمند هم به صورت یوس خواهد بود.کالیفرنیا مشغول مذاکره با بانکهاست تا آنها را متقاعد به پذیرش یوس به عنوان سپرده بکند
از کالیفرنیا اغلب به عنوان هشتمین اقتصاد بزرگ دنیا یاد میشود،وآن شکسته است
ممکنه کسی فکر کند که درخواست کالیفرنیا ،میتوانست واشنگتن دی سی را با مقداری واقع بینی آشنا کند،ولی این چنین نیست.رییس جمهور اوباما دارد قدمهایی را برمیدارد تا جنگ در افغانستان را تقویت کند،و احتمالا آنرا به پاکستان گسترش دهد
اوباما جنگ طلبانجمهوریخواه را در پنتاگون جمع آوری کرده است،و ایلات متحده هنوز به طور غیر مشروع مشغول بمباران پاکستان و کشتار غیر نظامیان آن است.در جلسه اقتصادی رهبران جهان که این هفته برگزار شد ،نخست وزیر پاکستان ،جیلانی ،گفت که حملات آمریکاییها به پاکستان ناکارآمد و بدون اجازه پاکستان است.دریک مصاحبه با سی ان ان جیلانی گفت:"من میخواهم این را[در اذهان]ضبط کنم که ما هیچ موافقت نامه ای بین دولت پاکستان و ایالات متحده نداریم"ه

چه مدت طول میکشد تا واشنگتن پول چاپ کند؟
در 28 ژانویه اوباما طرح 825بیلیون دلاری نجات اقتصادی را طرح کرد.این این اضافه بر طرح 700 بیلیون دلاری چندماه پیش بوش است
اوباما میگوید طرح او شفاف تر از مال بوش خواهد بود و بیشتر به نفع اقتصاد خواهد بود
هرچقدر هم که مبالغ کمکی زیاد باشد --مجموع 1.5 تریلیون دلار در طول 4 ماه--مقدار آن در مقایسه با دارایی در معرض مشکل که بالغ بر دهها تریلیون دلار میشود کم است.از کجا بدانیم که در ژوئن یک طرح نجات 950 بیلیونی دیگر وجود نخواهد داشت؟
پول از کجا خواهد آمد؟
...
آنچه رژیم اوباما میبیند فقط یک مشکل اعتباری است .ولی بحران بسیار فراتر از سطح سرمایه گذاری نامناسب بانکهاست.ایلات متحده ورشکست شده است.بسیاری از دولتهای ایالتی ورشکست شده اند .مالکان خانه ها ورشکست شده اند.شرکت ها ورشکست شده اند

و اوباما فکر میکند که پول برای جنگیدن در افغانستان و پاکستان دارد
به غیر از ثروتمندهای کله گنده و بانکدارها(؟)مدیران رده بالا(؟)که پول سرمایه گذاران و شریکان را میدزدند،آمریکاییها دچار خسارت سنگین در دارایی ها و درآمدشان شده اند


اوباما شریک جرم بوش است اگر

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود نظرات ذکر شده لزوما نظر تهیه کننده آن نیست


تورلی : اوباما "شریک جرم"در جنایات جنگیست اگر تعقیب را متوقف کند
دیوید ادوارد و رون برینارت

27 ژانویه 2009
raw story
چند هفته پیش استاد قانون اساسی دانشگاه جرج واشنگتن پروفسور جاناتان تورلی،در مصاحبه ای در یکی از شبکه های آمریکا با کیت آلبرمن،اظهار کرد دستگاه اوباما شریک جرم هرگونه جنایات جنگی --مثل مغروق کردن در آب یکی از مظنونهای 9/11شیخ خالد محمد--است اگر به دنبال راههای دیگری(غیر از تحت تعقیب قراردادن عوامل آن) باشد.در برنامه شنبه شب تورلی کمی پا را فراتر گذاشت و اوباما را در صورتیکه تحقیقات یا تعقیب رامتوقف کند نه تنها،"مدافع"بلکه،"شریک جرم" هم دانست
...

آخ جون ،دشمن میترسد

تمام مطالب این سایت با رعایت انصاف قابل کپی برداری است و صرفا برای آشنایی و استفاده عموم تهیه میشود
سئوال و جواب:
امید معماریان با عامل سابق سیا رابرت بائر
برکلی کالیفرنیا،23 ژانویه
IPS
اوباما به طور دائم تحت فشار اسراییل خواهد بود تا به ایران حمله کند ،و همینطور تاسیسات هسته ای آن را مورد حمله قرار دهد، واین قرار است به نحوی با غزه و لبنان مربوط شود"به گفته رابرت بائر، که یک عامل سابق و سطح بالای سازمان مرکزی اطلاعات(سیا)است
بائر در یک مصاحبه با آی پی اس درگیری منطقه در نزاع غزه را مورد بحث قرار داد و اینکه برداشت او از سپاه پاسداران ،حماس و حزب الله،سه گروه اصلی خاورمیانه که سازمانهای تروریستی خوانده میشوند چیست
چکیده مصاحبه را در ادامه بخوانید
آی پی اس :بعضی از تحلیلگران معتقدند حمله به حماس در غزه(متاسفانه حقیقت عملیات اسراییل در بسیاری از رسانه های رسمی غربی لاپوشانی میشود مثل نسل کشی در غزه ،م) دو سال بعد از جنگ 34 روزه بین اسراییل و حزب الله ،بخشی از یک نقشه بزرگتر است که به منظور حمله به تاسیسات اتمی ایران صورت میگیرد.آِیااسراییل در این مسیر گام برمیدارد؟
رابرت بائر:نه ،من فکر میکنم یک وتو(منع) نظامی در مورد حمله به ایران وجود دارد.این به واقع امکان ندارد
آی پی اس:چرا امکان ندارد؟
بائر:خب ،به یک دلیل ،میدانیم که واکنش ایران در خلیج خواهد بود.حمله به ایران مثل حماس فقط به طور موضعی پاسخ داده نخواهد شد.بلکه پاسخ آن بین المللی خواهد بود.هیچ راه دیگری نخواهد داشت.این قدرت بازدارنده آنهاست.در ایران ،ما باید بسیاری از درسها را بیاموزیم
اگر شما نگاهی به سایت سپاه پاسداران بیندازید،متوجه میشوید که آنها از جنگ ایران و عراق چه درسهایی آموخته اند.اینها جنگهایی ساینده هستند؛تا ابد ادامه پیدا میکنند.شما نمیتوانید به همین سادگی در آنها پیروز شوید،مخصوصا در مقابل ایالات متحده .بنابراین آنها توانایی جنگ نامتقارن را به طور ثانوی ایجاد کردند،جنگ چریکی،که بسیار موثر بوده است

شما باید بدانید که بعضی از بهترین مغزهای ایران به سپاه پاسداران می پیوندند،و لزوما افراطی هم نیستند.حتی به مفهومی[دیگر]، آنها بیشتر ملی گرا هستند. و با تجربیات من این آدمهای توی پاسداران،در سطح عملیاتی ،بسیار توانا هستند،اطلاعاتی/نیروی چریک/متفکران سیاسی در[سطح] خاورمیانه،با در نظر گرفتن اردن و اسراییل میباشند.و آنها دقیقا میدانستند که چه کار دارند میکنند. وآنها به طور مشخص متعلق به هیچ گروه سیاسی تعریف شده در ایران هم نمیباشند
آی پی اس :ایا امکان حمله محدود به تاسیسات هسته ای ایران به وسیله اسراییل نیز خارج از بحث است؟مخصوصا با آنچیزیکه ما اخیرا درمقاله نیویورک تایمز میخوانیم که سال گذشته حکام اسراییل از رییس جمهور بوش خواستند تا چنین حمله ای را انجام بدهد،گرچه رییس جمهور نپذیرفت

بائر:کاملا ناممکن است حتی بوش هم این رو فهمید.نیویورک تایمز درست میگوید که بوش حمله اسراییل را وتو کرد،خیلی ساده به خاطر اینکه یک تعادل قدرت بین ایران و آمریکا در منطقه وجود دارد،وحتی منصفانه است[که بگوییم]تعادل قدرت..مقصود من هواپیماها یا تانکها یا زیردریاییها نیست بلکه درمورد انحصار تعدی،تساوی وجود دارد

در اینمورد هیچ سئوالی وجود ندارد تساوی موجود است. ما میتوانیم تهران را بمباران کنیم ،ولی این چه دستاوردی برایتان خواهد داشت؟هیچ.این مثل بمباران ساختمان متعلق به سازمان ملل در غزه بدست اسراییلیهاست چه فایده ای برایشان داشته است؟هیچ.بله میتونستند تخریبش کنند ولی چه دستاوردی برایشان داشت؟حماس هنوزوجود دارد

شما میتوانید تمام پایگاههای نظامی در ایران را ظرف مدت دو هفته بمباران کنید،ولی ایران هنوز سر جایش است-هنوز هم توانایی بدست آوردن قدرت را دارد،ورسیدن به خواسته هایش و شاید حتی از این درگیری قویتر هم بیرون بیاید.و قدرت ایران همچنین اقتصادی است،تفاوت قیمت نفت هیچ تاثیری نخواهد گذاشت،به سادگی چون ایده تجهیز حزب الله یا حمایت از حماس در دمشق به مفهوم پولی نیست.منظورم اینست که قیمت نفت میتواند به 10 دلار برسد و هنوز هم این یک دفاع قابل تامین برای ایران باشد

آی پی اس:اوباما به کرات به مذاکره با ایران اشاره کرده تا به این وسیله تغییر در سیاست خارجی ایالات متحده بدهد.چطور انتخاب دنیس راس به عنوان مشاوردر مورد رهیافتی برای ایران به قول او مربوط میشود؟
بائر:در مورد دنیس راس مهمترین موضوع اینست که اسراییلیها با او راحت هستند.منظورم اینست که آنها سالهای پی در پی او را آزموده اند.او یهودی است.او با اسراییلیها صادق بوده است،او با طرح آنها همراه شده است،حتی با احمقانه ترینشان.اگر مذاکره باز باشد،اسراییلیها مطمئن خواهند بود که غافلگیر نخواهند شد.اگر اوباما شخصی جدید را وارد میکرد ،[مثلا]یک پروفسور هاروارد که اسراییلیها او را نمیشناسند ،آنها سریعا او را بی تاثیر میکردند و عواقب سیاسی عظیمی میتوانست داشته باشد

آی پی اس:با توجه به مواضع راس در مورد موضوعات خاص در خاورمیانه و به خصوص در مورد ایران در طول دهه گذشته ،چطور اوباما قادر خواهد شد یک مسیرجدید سیاست خارجی در منطقه را دنبال کند؟

بائر:خب ،او نیاز به حمایت حزب دموکرات خواهد داشت تا از راههای سیاسی به این خواسته ها برسد،و به این خاطر است که او آدمهایی مثل دنیس راس و دنی بلر،مدیر امنیت ملی،را انتخاب کرده است،فقط چون او به این حمایت سیاسی نیاز دارد.او نمیتواند آدمهای نا آزموده را وارد کند و از آنها مقابل حزب دموکرات بهره بگیرد،زیرا اگر بازگشایی[روابط] با ایران به وجود آید،یک اغماض اسراییل هم خواهد بود،شاید در سکوت،فقط به این خاطر که اسراییلیها مجبورند این راه را بروند

در سیاست آمریکایی شما نمیتوانید هیچ کاری را در خاورمیانه بدون اجازه اسراییل انجام دهید،حداقل تا حدودی.این غیرممکن است .منظورم اینست که من نمیتوانم در تمام طول تاریخ کشوری را تصور کنم که اینقدر به یک کشور کوچک مثل این وابسته باشد.حتی اگر یک ابر قدرت باشد. من حتی نمیتونم بهش فکر کنم

آی پی اس: و چرا اینطور است؟
بائر: به شهر نیویورک نگاهی بیندازید.به روزنامه های اصلی نگاه کنید.آنها رویه ای صهیونیستی دارند. البته که دارند. من یهودی نیستم.من هیچ چیز نیستم. اسرییلیها برای من مهم نیستند.ومن ضد یهود هم نیستم.این فقط یک واقعیت هست.من به ناشرم پیشنهاد نوشتن یک کتاب در مورد حقیقت [وجودی]اسراییل را دادم،واو گفت فراموشش کن.تنها جاییکه شما میتوانید در مورد حقیقت[وجودی]اسراییل درآن صحبت کنید خود اسراییل است. آنها چیزهایی به شما خواهند گفت که شما هرگز در آیالات متحده نخواهید شنید

آی پی اس:مثلا چه چیز؟
برای نمونه چرا مردم غزه اینقدر ناراضی هستند؟خب اگه قرار بود شما در یک زندان زندگی کنید آیا ناراضی نمیشدید؟شما هیچوقت این را در نیویورک تایمز نخواهید یافت.نگاهی به نیویورک تایمز بیندازید ؛تقریبا یک قسمت الحاقی به اسراییل است

آی پی اس:بازخورد درگیری غزه در آینده روابط ایران-اسراییل و ایالات متحده چیست؟
آیا حملات اخیر حماس را به طور کامل نابود کرده است؟
بائر: نه این ناممکن است.حماس یک ایده است.حماس یک سازمان نیست،وتا وقتیکه اسراییلیها داخل آنجا میشوند و 1.5میلیون جمعیت آنجا را به رفتن به مصر[دارند]وادارمیکنند،هرگز نخواهند توانست غزه را مطیع کنند.آنها میتوانند داخل بروند و رهبران آنرا قتل عام کنندو 10000 نفر را زندانی کنند،و حماس بازهم قدرتمندتر ظاهرخواهد شد.بازندگان آن فتاح خواهد بود

آی پی اس:مشخصه های مهم رفتار سیاسی و نظامی حماس و حزب الله چه چیز است؟
بائر:آنها مفهمو جنگ از لحاظ جغرافیایی بازتعریف کردند.

شما به [رهبر حزب الله حسن] نصرالله توجه کنید،او سیاست اسلامی را تغییر داده زیرا که او با مسیحی ها متحد شده.بن لادن میخواست مسیحی ها رو بکشد؛من تا همین حد اکتفا میکنم.نصرالله به آنها مثل متحد نگاه میکند

پایان
2009

۱۳۸۷ بهمن ۶, یکشنبه

فتاح نگران است که درگیری غزه باعث برتری حماس شده باشد


"پیشنهاد سخاوتمندانه "، جدید: به دنبال دوسال گرسنگی ، بمباران شوید مایک ویتنی

13 ژانویه 2009
گذشته از 900 فلسطینی قتل عام شده و خرابیهای گسترده ناشی از 14 روز بمباران هوایی،حمله اسراییلیها به غزه به هیچکدام از اهداف استراتژیکش نرسید. مقاومت فلسطین هنوز هم دست نخورده ، آتش کردن راکتها هنوز ادامه دارد و حماس قویتر از همیشه هست. بنابراین دستاورد آن چه بوده ؟ حماس در مقابل تجاوز خشمگینانه اسراییل مقاومت کرد بدون اینکه تسلیم بشود یا امتیازی بدهد. آنها ثابت کردند که نماینده قانونی مردم فلسطین میباشندو حاملین به حق حرکت آزادی ملی هستند. جایگاه آنها در راس قدرت اکنون تضمین شده است و این به لطف اشتباه سفیهانه اسراییلی هاست. درست در نقطه مقابل آن محمود عباس و جنبش پی ای(PA,Palestinian Authority)است که به صورت بزدلان ومزدورانی که در مقابل تل آویو به سجده میفتند تصویر شده اند. احتمالا این انتهای راه ابومازن است
برای اسراییل لشگر کشی نظامی فاجعه ای در روابط عموی بوده است علی رغم حمله ناگهانی رسانه ای که روی نکات مورد نظر آن فشار می آورد و اسراییل را به صورت یک قربانی تصویر میکرد ؛عکسهای اعلام جرم کننده ازکودکان در خون غلطیده و نقص عضو شده که در بیمارستانها برای چاره ای موقت ازدحام کرده بودند یا درکفن شان پیچیده شده بودند حس همدردی بی سابقه ای را برای درخواستهای فلسطینیها برانگیخت اسراییل به صورت یه زورگو تصویر شد همچنین رسانه های شناخته شده از لحاظ حقیقت گویی زیر سئوال رفت.آنها جنگ شایعات را از دست دادند به این خاطر که نتوانستند داستان را کنترل کنند یا در واقع عقیده عمومی را شکل دهند . این میتواند یک نکته قابل توجه برای رسانه متحد باشد شبکه های خبری[دنیای]عرب به بلوغ رسیدند در حالیکه غربیهای بیشتری برای دانستن خبرهایشان به سمت رسانه های مستقل رو آوردند.به نحوی قابل توجه تیترهای خبری روی سی ان ان و فاکس کنار گذاشته شدند
در حال حاضر اسراییل سعی میکند به نحوی شلوغ کاری خود را به پایان رسانده و سربازانش را خارج کند ولی حماس کار اورا آسان نمیکند.شنبه خالد مشعل قطعنامه 1860 سازمان ملل را نپذیرفت که خواستار آتش بس بود و این بیانیه را صادر کرد:
"ما خواستار خروج فوری نیروهای اسراییلی از غزه هستیم و خواستار اتمام محاصره غیر عادلانه غزه که باعث وضع کنونی شده است میباشیم.خواسته دیگرما باز شدن کلیه گذرگاهها از جمله گذرگاه رفح هستیم..خواسته دیگرما باز شدن کلیه گذرگاهها از جمله گذرگاه رفح هستیم.ما با ذهنی باز هرگونه پیشنهادات و تصمیمهایی را که بر مبنای این سه درخواست باشند برخورد میکنیم .بنابراین ما هیچگونه مذاکره برای متارکه جنگ را که تحت فشار عملیات نظامی و محاصره باشد را نمیپذیریم
عملیات نظامی باید متوقف شود ،اسراییلیها باید عقب نشینی کنند و حقوق مردم ما باید مورد قبول واقع شود.ما یک متارکه دائمی جنگ را نمیپذیریم زیرا که حق دفاع را از مردم فلسطین سلب خواهد کرد مقاومت مخالف عملیات نظامی و اشغال است و به این خاطر تا وقتی اشغالگری هست مقاومت هم هست...همچنین ما دخالت نیروهای بیگانه را نمیپذیریم زیراکه نیروهای بین المللی فقط برای حفاظت از امنیت اسراییل خواهند آمد و هرگونه نیروی بین المللی دیکته شده به صورت اشغالگر نگریسته خواهد شد.ما هیچگونه گفتگویی را در برای"انسداد گلوگاه"در مورد سلاحهای مقاومت را نمیپذیریم.بعضیها در مورد تونل ها صحبت میکنند انگار که غزه یک ابر قدرت با سلاحهای پیشرفته است،در حالیکه ما مردمی با امکانات بسیار محدود برای دفاع از مناطق مان هستیم.هیچکس حق ندارد حق مشروع ما برای دفاع و مقاومت را از ما سلب کند.آمریکا ،انگار که باقی اسلحه های اسراییل وجود نداره،صدها تن مواد منفجره و خمباره به اسراییل میفرسته
بعضیها ابراز نگرانی میکنند که بعد از تمام این قربانیها،روسای مقاومت ممکن هست بشکنند یا برای مثال توافق کنند.برعکس خون زنان و بچه های ما و مردم ما سماجت و تصمیم ما رو برای رسیدن به هدفهامون تقویت میکنه.این خیلی ناعادلانه هست که بعد از اینهمه کشتارها به همین سادگی بگوییم متارکه جنگ کنیم
درست برعکس بهای این خونریزیها آزادی هست و اینکه برای سرنوشت خودمون[بتونیم]تصمیم بگیریم وهمچنین خاتمه دادن اشغال و محاصره هست"(مشعل:مقاومت تمام آنچیزی هست که ما در غزه داریم)ه

بی شک ؛ اسراییل باید "شهروندان اش را حفاظت کند". پس ، چه تفاوتی بین اوباما و بوش هست ،[چطور]به عنوان شخصی توانا از یک"جریان روشنفکری"مستثنی میشود؟آیا اوباما محاصره وحشیانه پرتراکم ترین ناحیه جهان از لحاظ جمعیت را لاپوشانی خواهد کرد،تا چراغ سبزی برای بمباران آبولانسها ،مراکز فرهنگی ،مسجدها ،آپارتمانها،درمانگاهها و صدها شهروند عادی بدهد؟ما مشاهده میکنیم که بیش از 1400 هدف تاکنون در غزه نابود شده اند .درست بر خلاف ادعای نیویورک تایمز هیچ پایگاه نظامی در غزه موجود نیست.اینها همه ساختمانهای غیرنظامی بودند ،که هیچ خطری برای امنیت اسراییل نداشتند .اجازه بدهید تا اوباما موضع خودش را هنگامیکه قسم داده میشود بیان کند تا طرفدارانش بدانند که او از روز اول کدوم طرف بوده است

یک گزارش از هرالد تریبون بین الملل میگوید که به احتمال زیاد مردمی که قرار است سمت کلیدی در رابطه با خاورمیانه در دستگاه اوباما داشته باشند عبارتند از "دنیس راس(نماینده دستگاه کلینتون در گروه صلح خاورمیانه که اکنون ممکن است ایران را هم دردستور کار خود قرار داه باشد؟؟؟)؛جیم استنبرگ(به عنوان جانشین وزیر)؛ دان کورتزر(سفیر سابق آمریکا به اسراییل)؛دان شاپیرو(یار قدیمی اوباما)؛مارتین ایندیک(یک سفیر پیشین دیگر در اسراییل که احتمال زیاد دارد وزیر شود،هیلاری کلینتون)(به نقل از راجر کوهن ،ازهرالد تریبون بین المللی،"تیم آرمانی خاورمیانه؟نه کاملا")
این یک فاجعه هست .تنها تفاوتی که بین این گروه خفه کننده از قوشهای بر له اسراییل و شعاردهندگان مزدور بوش هست اینست که این گروه بهتر میتوانند توهم "روند صلح"را ایجاد کنند تا[واقعیت]دزدی خاک فلسطین پنهان شود.غیر از این ،تفاوتها ناچیز میباشند.اینها صهیونیستهای سرسختی اند که اهدافشان همانهایی است که هاگانا در 1948داشت"قلع و قمع کردن روستاییها،اخراج آنها و تخریب خود دهکده ها "،اساس دستور کار بعد از 60 سال تغییر نکرده

اسراییل برای استفاده مفرطش از زور در غزه به سختی مورد انتقاد قرار گرفته است.با اینحال بعضی از اسراییلیهای متعصب هستند که حتی باور دارند اسراییل باید قدرت بیشتری را به کار ببرد-قدرت تمام عیارمرگ آور.اورشلیم پست یک گزارش از رییس سفرادی ربی(خاخام)مردخای الیاهو به ایهود اولمرنوشته و به اطلاع او رسانده که "تمام شهروندان ساکن غزه به طور دسته جمعی مسئول حمله های راکتی قسام به سدروت هستند،الیاهو حکم کرده هیچ مانع اخلاقی برای کشتار نامشخص شهروندان غیرنظامی به منظور متوقف کردن آتش شدن راکتدها وجود ندارد
ادامه دارد...

۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه

آنچه که شما نیاز دارید در مورد مستعمره های اسراییل بدانید

آنچه که شما نیاز دارید در مورد مستعمره های اسراییل بدانید

آنا بالتزر یک آمریکایی یهودی جوان است که به کرانه باختری فلسطین رفت تا واقعیات زندگی فلسطینیهای تحت اشغال رو درک کند آنچه که او فهمید نظرش را برای همیشه در مورد این درگیری تغییر داد. او این کتاب رو برای این نوشت تا نظریات مردمی را که او را با آغوش بازپذیرفته بودند هم به گوش[دیگران]برسد کسانیکه زندگیشان داشت تخریب میشد. بلتزر 5 ماه با کشاورزان و فعالان فلسطینی و اسراییلی کار و زندگی کرد و با خانواده های زندانیان سیاسی ،و همراه آنها از ایست بازرسیها و گشتهای خیابانی بسیاری گذشت تا بتواند به بیمارستان ،دانشگاه و مزارع زیتون برسد

اولین چیزی که توجه او را به خود جلب کرد تخریب محیط زیست بود که در اثر گسترش شهرک نشینی[صهیونیستها،اشغال مناطق زندگی فلسطینیها]و نگهبانیها و تخریبی که نتیجه دیوار امنیتی حائل اسراییلی بود و باعث جدا شدن خانواده های بسیاری از یکدیگر و همینطور جوامعشون زمینهاشون و خدمات ابتدایی رفاهی شان شده بود آنچه از مقاله بالتزر بدست می آید یک داستان احساسی در مورد حمله کننده های انتحاری وتوطئه ها نیست ،بلکه شرحی شکوه آمیز و برانگیزاننده از روش زندگی روزانه تحت اشغال است
.

۱۳۸۷ بهمن ۲, چهارشنبه

جاسوسهای عباس اطلاعات به اسراییلیها میرساندند--خلاصه


جاسوسهای عباس اطلاعات به اسراییلیها میرساندند--خلاصه
19 ژانویه 2009
press TV
شخصیت شناخته شده حماس صلاح البرداویل محمود عباس را به داشتن نقش مستقیم در جنگ غزه از طریق جاسوسانش محکوم کرد
برداویل اضافه کرد "ما تعدادی از آنها را قبل از حمله اسراییل دستگیر کردیم و به همراه آنها نقشه هایی یافتیم که محل خانه های رهبران حماس را نشان میداد همچنین مکانهایی را که حماس در آنها اسلحه هایش را مخفی میکرد. آنها گناهشان را قبول نموده و نام روسایشان را به ما گفتند ،کسانیکه در واقع سازمان جاسوسی اسراییل را در جریان قرار میدادند تا عملیات اسراییل را تجهیز کنند "

۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

فلسطین به فلسطینیان تعلق دارد،اسراییل باید ازنقشه جهان حذف شود


ژوئن 2008نقل قول از نورمن فینکلستین
حزب الله افتخار لبنان است
نورمن فینکلستین یک یهودی آمریکایی تبار ویک استاد علوم سیاسی و نویسنده است.تحقیقات او درباره موضوعات مربوط به یهود و همچنین درگیری فلسطینی-اسراییلی است به طور اختصاصی درباره نیروی حزب الله لبنان صحبت میکند و به طور آشکار آنرا حمایت میکند و مقاومت را تحسین میکند:"آنها[حزب الله] شجاعت خود را نشان دادند ،آنها سازمان یافتگی خود را نشان دادند ، من برای این امر احترام قائلم"ه
در مورد شکست اسراییل و عقب نشینی آن از لبنان در سال 2000 فینکلستین گفت"واقعیت این بود --و همه آن را درک میکردند -- که خواسته اسراییل این بود میرویم و حزب الله را بیرون میکنیم.آنها برنامه ریزی برای جنگ جدید را درست از همان لحظه ایکه مجبور به ترک آنجا شدند یعنی سال 2000 اغاز کرده بودند.آنها بهانه و دست آویز خود را در جولای 2006 یافتند،بااینحال هیچ ابهامی بین مردم منطقی در اینمورد وجود ندارد که اسراییل هرگز فتح حزب الله را به این سادگی قبول نمیکرد "ه
هیچ راهی برای اینکه ایالات متحده و اسراییل مقاومتی مردمی را در دنیای عرب بپذیرند(نسبت به برتری خود)وجود ندارد
بعد از تخریبی که در اثر مقاومت در لبنان رخ داد :"بهتر است که کسی روی پاهای خودش بمیرد تا اینکه روی زانوهایش برود(منظور قبول نکردن تحقیر است)...چطور من به حزب الله که میگوید ترجیح میدهم بایستم و بمیرم ؟احترم نگذارم؟
او سپس موضع اعرابی را نکوهش میکند که خود را فروخته اند و علی رغم اینکه بوش مسئول بمباران و با خاک یکسان کردن لبنان است مثل خدمتکارانش او را ستایش میکنند درحالیکه او کاملا،"شخصی غیرقابل قبول"است
چه کسی حاضر است فرش قرمز برای کسانی پهن کند که کشور اورا کمتر از دو سال پیش کاملا ویران کرده اند منظور آمریکا)؟)
شما عربهای خودفروخته هیچ ارزشی برای خودتان قائل نیستید

۱۳۸۷ دی ۲۹, یکشنبه

۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

غزه : سربازان اسراییلی روشهای جنگی خشن به کار رفته بر ضد حماس را بیان میکنند

هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت مجاز است ،نظرات منعکس شده صرفا برای اطلاع مو ترجمه شده و ممکن است لزوما با نظر تهیه کنندگان یکسان نباشد شما را به نظر دادن و بحث تشویق میکنیم،با تشکر،بخش فارسی
غزه : سربازان اسراییلی روشهای جنگی خشن به کار رفته بر ضد حماس را بیان میکنند

خبرگزاری تایمز
14ژانویه2009
اولین نشانه حرکت در خیابان تاریک غزه باعث شد تا آلن بدون ذره ای تردید[به آن سمت]آتش بگشاید.او اینطور گفت :تک تیراندازان شب را دوست دارند و این ناحیه از سربازان اسراییلی خالی شده است
ستوان اسراییلی توضیح داد"او میتوانست قصد حمله داشته باشد".ما در حال حاضر هر هرچیزی را دشمن تلقی میکنیم.به ما گفته شده است که شانس تیراندازی را برای پرسیدن سئوال ازتلف نکنیم.
آلن-- فقط حاضربود اسم کوچک و درجه نظامی اش را به ما بگوید-- جزو افرادی بود که کنترل کمپ پناهندگان جبالیا را درشمال غزه به دست گرفته بودند.از 12روز پیش، زمانیکه اسراییل جنگ زمینی خودش را آغاز کرد این روز اول خروج او از غزه بود
از زمانیکه اسراییل حمله زمینی را آغاز کرد و قرار بود که مرحله سوم تجاوز آن باشد ، با فرستادن مداوم نیروهای ذخیره ازواحدهای خسته در حال جنگ خود پشتیبانی میکرد، آن سربازانی که به طورموقت از جنگ مرخص شده بودند اطلاعات دسته اولی در مورد روشهای جنگی اسراییل به دست میدادند
آلن [به روزنامه]تایمز گفت "من در ارتش یه تازه وارد نیستم " هر دوی برادران من در واحدهای جنگی در حال خملیات در غزه شرکت داشته اند. و من باید بگویم که این خشن ترین خط جنگی است که ما تا کنون در جنگ با فلسطینیها به کاربرده ایم. به اصطلاح شما در انگلیسی "دست کشها را کندیم"ا
او با دیدن بعضی از صحنه های نبرد در داخل غزه شکه شده بود و میگفت "تمام اطراف ما با خاک یکسان شده بود" به نظر نمیرسید که ما چند هفته است اونجاییم -- اونجا خراب و ویران شده بود انگار ما سالها در حال بمباران آنجا بوده ایم" نمیتونی تصور کنی ما چه تخریبی کرده ایم. ما نمیخوایم هیچ فرد غیر نظامی کشته بشود،ما هر کاری میکنیم تا مطمئن بشیم که شهروندان فلسطینی،غیر مبارزها ، آسیب نبینند. ما به آنها گفتیم نواحی رو ترک کنند زیرا ما در حال جنگیم ...ولی اینکار آسون نیست، کار ما در آنجا بسیار سخته"ه
پزشکان فلسطینی میگویند که بیش از 900 نفر تا کنون کشته شده اند،که نزدیک به نصف آنها شهروند عادی هستند(فقط تعدادشهدای زن حدود 100 نفرو کودک بیش از 300 نفرمیباشد که قطعا شهروند غیر نظامی محسوب میشوند م)از وقتیکه اسرایل عملیات رهبری آرا در غزه در 27 دسامبر آغاز کرده 13 اسراییلی کشته شده اند که سه نفرشان شهروند عادی بودند(بنابر گزارش خود اسراییلیها م)و
در حالیکه مدت زمان حمله تنبیهی اسراییل مورد تردید است سربازان اسراییلی اشتیاق به حضور و نبرد در نواحی بسیار پرجمعیت شهرهای غزه را دارند
سربازان میگویند آنها طعم افتادن به دام حیله هایی که حماس برای آنها پیش بینی کرده است را چشیده اند:خانه های بمب گذاری شده،تونلهایی که برای دور کردن سربازان ربوده شده استفاده نمیشود،سربازانیکه به لباس اشخاص غیر نظامی در آمده اند(توجه کنید که فلسطین ارتش ندارد بنابر قطعنامه های ازمان ملل از ابتدای تاسیس اسراییل م)ولی پافشاری میکنند که عملیات نمیتواند پیروز شده تلقی شود تا وقتیکه حماس یک "بیرون رانده شدن حقارت بار "را به وسیله نیروهاییکه از میان مراکز مسکونی شهرمیگذرند وآنرا جستجوی خانه به خانه کنند
این باعث میشود که ما درخطر تله های آنها قرار بگیریم .ما در حال آموزش بودیم به آرامی آنها را محاصره کرده و کم کم بیشتر داخل میشویم .ما اکنون آنها را به دام انداخته ایم و بنابراین نمیتوانیم متوقف شویم گزارشگران همراه نیروهی اسراییلی در غزه میگویندآنها کند پیشروی میکنند وبی تعلل شلیک میکنند
در یک مورد سرنشینان یک تانک که در حال هدایت ستونی مسلح به ساحل بودند ناگهان شخصی رو دیدند که در یک کابانای رو باز(؟) درفاصله یک مایلی ایستاده اون شخص سریعا پناه گرفت درحالیکه تانک داشت آتش میکرد. ، چندین بار سعی کرده انده که سلاح ضد تانک بر ضد ما استفاده کنند ، حداقل در یک مورد موشک دوربرد به کار رفته" سرهنگ دوم عرز اینطورگفت ،او فرمانده تانک بود و همانطور که روش عرف نظامی بود فقط نام کوچکش را گفت. همچنین ما هرکسی را که سعی کندحرکت ما رو نظاره کند مورد هدف قرار میدهیم
سرهنگ دوم یهودا که افرادش در خانه های حومه شهر غزه قرار دارند ،گفت که این یک عمل عادی برای سربازان اسراییلی هست که خانه های مشکوک را داخل بشوند و بلافاصله آنرا به گلوله ببندند تا پشت در مورد حمله واقع نشوند او گفت :در یک مورد خانه آتش گرفت ولی ما موفق شدیم تا افرادمان را خارج کنیم
واحد او به اندازه واحد آلن درگیر نشده اند ولی چند حمله را تجربه کرده و سه مرد مسلح را(احتمالا مثل اونیکه در فاصله یک مایلی بود م) و یک دوچرخه سوار را که مشکوک به حمله کننده انتحاری بود را کشتند!ه
در یک مورد دیگر که در رسانه های اسراییل پخش شد ، گردان زرهی 401 که از ساحل غزه به اسراییل برمیگشت افرادی رو در فاصله 800 متری خیابان که روی سقفها ایستاده بودند و مشکوک بودند که اسلحه دارند تشخیص داد.این درست چند روز قبل از این بود که اسراییلیها برگه هایی رو[از آسمان]پخش کنند که اعلام میکرد تمامی اهالی نزدیک خیابان باید منازل شان را ترک کنند
مثل آلن ، سرهنگ دوم ایگال خیلی جای تردید نداشت .وقتی مطمئن شد که هیچکدام از همقطارانش در آن محوطه نیست[گفت]--4سرباز اسراییلی به وسیله آتش"دوستانه"در روزهای اول تجاوز کشته شدند--او دستور داد و مسلسلها و تانکها آتش گشودند
برای آلن بازگشت به عملیات نمیتواند به اندازه کافی سریع باشد . او گفت:"این خیلی احساس خوبیه که ما داریم بازهم پیروز میشیم،که نشون بدهیم که ما هنوز هم قویترین ارتش دنیا هستیم"-- یک رجوع به جنگ لبنان در سال 2006 ، هنگامیکه خودباوری در ارتش[شان]به نحو بدی ضربه خورده بود به خاطر عدم توانایی در متوقف کردن حمله های موشکی حزب الله."این مهم بود که بریم داخل و به آنها گوشزد کنیم که ما چه کار میتوانیم انجام دهیم . این تنها راهیست که میتوانیم آنها را متوقف کنیم"ه
____________________________________

تعجب برانگیز است که عقده حقارت جنگ لبنان را در فلسطین اشغالی میخواهند تلافی و جبران کنند ولی از آن تعجب برانگیزتر این است که این سه هفته جنگ را فرصت تلافی میدانند در صورتیکه میدانیم و میدانند که حتی وقتی خبر تجاوز آنها به خانه ها و مناطق مسکونی فلسطینیها در اخبار نیست شهروندان فلسطینی هدف گلوله های مشقی و حقیقی آنها قرار میگیرند یا حتی توسط صهیونیستهای افراطی مورد هدف قرار میگیرند و کودکان فلسطینی به خاطر مشکوک بودن به پرتاب سنگ به سمت نظامیان صهیونیست بازداشت میشوند و ممکن است حتی ماهها در زندان باقی بمانند!درصد بالایی از فلسطینیها حداقل یک بار در بازداشت صهیونیستها بوده اند که خیلی بالاتر از آمار معمول جوامع عادی و نرمال است
فلسطین اولین کشور دنیا نیست که از روی نقشه جهان با زور و تجاوزگری محو شده است و به همین دلیل مثل سایر تجربه های شکست خورده اشغالگری در دنیا به امید خدا به زودی به روی نقشه جهانی باز خواهد گشت پیروزی نزدیک هست

غزه : سربازان اسراییلی روشهای جنگی خشن را بر ضد حماس آشکار میکنند

هرگونه کپی برداری از مطالب این صفحه مجاز است
غزه : سربازان اسراییلی روشهای جنگی خشن را بر ضد حماس آشکار میکنند
خبرگزاری تایمز
14ژانویه2009
اولین نشانه حرکت در خیابان تاریک غزه باعث شد تا آلن بدون ذره ای تردید[به آن سمت]آتش بگشاید.او اینطور گفت :تک تیراندازان شب را دوست دارند و این ناحیه از سربازان اسراییلی خالی شده است
ستوان اسراییلی توضیح داد"او میتوانست قصد حمله داشته باشد".ما در حال حاضر هر هرچیزی را دشمن تلقی میکنیم.به ما گفته شده است که شانس تیراندازی را برای پرسیدن سئوال ازتلف نکنیم.
آلن-- فقط حاضربود اسم کوچک و درجه نظامی اش را به ما بگوید-- جزو افرادی بود که کنترل کمپ پناهندگان جبالیا را درشمال غزه به دست گرفته بودند.از 12روز پیش، زمانیکه اسراییل جنگ زمینی خودش را آغاز کرد این روز اول خروج او از غزه بود
از زمانیکه اسراییل حمله زمینی را آغاز کرد و قرار بود که مرحله سوم تجاوز آن باشد ، با فرستادن مداوم نیروهای ذخیره ازواحدهای خسته در حال جنگ خود پشتیبانی میکرد، آن سربازانی که به طورموقت از جنگ مرخص شده بودند اطلاعات دسته اولی در مورد روشهای جنگی اسراییل به دست میدادند
آلن [به روزنامه]تایمز گفت "من در ارتش یه تازه وارد نیستم " هر دوی برادران من در واحدهای جنگی در حال خملیات در غزه شرکت داشته اند. و من باید بگویم که این خشن ترین خط جنگی است که ما تا کنون در جنگ با فلسطینیها به کاربرده ایم. به اصطلاح شما در انگلیسی "دست کشها را کندیم"ا
او با دیدن بعضی از صحنه های نبرد در داخل غزه شکه شده بود و میگفت "تمام اطراف ما با خاک یکسان شده بود" به نظر نمیرسید که ما چند هفته است اونجاییم -- اونجا خراب و ویران شده بود انگار ما سالها در حال بمباران آنجا بوده ایم" نمیتونی تصور کنی ما چه تخریبی کرده ایم. ما نمیخوایم هیچ فرد غیر نظامی کشته بشود،ما هر کاری میکنیم تا مطمئن بشیم که شهروندان فلسطینی،غیر مبارزها ، آسیب نبینند. ما به آنها گفتیم نواحی رو ترک کنند زیرا ما در حال جنگیم ...ولی اینکار آسون نیست، کار ما در آنجا بسیار سخته"ه
پزشکان فلسطینی میگویند که بیش از 900 نفر تا کنون کشته شده اند،که نزدیک به نصف آنها شهروند عادی هستند(فقط تعدادشهدای زن حدود 100 نفرو کودک بیش از 300 نفرمیباشد که قطعا شهروند غیر نظامی محسوب میشوند م)از وقتیکه اسرایل عملیات رهبری آرا در غزه در 27 دسامبر آغاز کرده 13 اسراییلی کشته شده اند که سه نفرشان شهروند عادی بودند(بنابر گزارش خود اسراییلیها م)و
در حالیکه مدت زمان حمله تنبیهی اسراییل مورد تردید است سربازان اسراییلی اشتیاق به حضور و نبرد در نواحی بسیار پرجمعیت شهرهای غزه را دارند
سربازان میگویند آنها طعم افتادن به دام حیله هایی که حماس برای آنها پیش بینی کرده است را چشیده اند:خانه های بمب گذاری شده،تونلهایی که برای دور کردن سربازان ربوده شده استفاده نمیشود،سربازانیکه به لباس اشخاص غیر نظامی در آمده اند(توجه کنید که فلسطین ارتش ندارد بنابر قطعنامه های ازمان ملل از ابتدای تاسیس اسراییل م)ولی پافشاری میکنند که عملیات نمیتواند پیروز شده تلقی شود تا وقتیکه حماس یک "بیرون رانده شدن حقارت بار "را به وسیله نیروهاییکه از میان مراکز مسکونی شهرمیگذرند وآنرا جستجوی خانه به خانه کنند
این باعث میشود که ما درخطر تله های آنها قرار بگیریم .ما در حال آموزش بودیم به آرامی آنها را محاصره کرده و کم کم بیشتر داخل میشویم .ما اکنون آنها را به دام انداخته ایم و بنابراین نمیتوانیم متوقف شویم گزارشگران همراه نیروهی اسراییلی در غزه میگویندآنها کند پیشروی میکنند وبی تعلل شلیک میکنند
در یک مورد سرنشینان یک تانک که در حال هدایت ستونی مسلح به ساحل بودند ناگهان شخصی رو دیدند که در یک کابانای رو باز(؟) درفاصله یک مایلی ایستاده اون شخص سریعا پناه گرفت درحالیکه تانک داشت آتش میکرد. ، چندین بار سعی کرده انده که سلاح ضد تانک بر ضد ما استفاده کنند ، حداقل در یک مورد موشک دوربرد به کار رفته"سرگرد عرز اینطورگفت ،او فرمانده تانک بود و همانطور که روش عرف نظامی بود فقط نام کوچکش را گفت. همچنین ما هرکسی را که سعی کندحرکت ما رو نظاره کند مورد هدف قرار میدهیم
سرگرد یهودا که افرادش در خانه های حومه شهر غزه قرار دارند ،گفت که این یک عمل عادی برای سربازان اسراییلی هست که خانه های مشکوک را داخل بشوند و بلافاصله آنرا به گلوله ببندند تا پشت در مورد حمله واقع نشوند او گفت :در یک مورد خانه آتش گرفت ولی ما موفق شدیم تا افرادمان را خارج کنیم
واحد او به اندازه واحد آلن درگیر نشده اند ولی چند حمله را تجربه کرده و سه مرد مسلح را(احتمالا مثل اونیکه در فاصله یک مایلی بود) و یک دوچرخه سوار را که مشکوک به حمله کننده انتحاری بود را کشتند!ه
در یک مورد دیگر که در رسانه های اسراییل پخش شد ، گردان زرهی 401 که از ساحل غزه به اسراییل برمیگشت افرادی رو در فاصله 800 متری خیابان که روی سقفها ایستاده بودند و مشکوک بودند که اسلحه دارند شناسایی کرد

۱۳۸۷ دی ۲۶, پنجشنبه

پیامی از غزه به جهانیان


پیامی از غزه به جهانیان
نوشته محمد فارس المجدلاوی
12 ژانویه 2009به نقل از
commom dreams
میخوام درباره رنج مردمم و رنج خانواده خودم در این روزهای محاصره بر ضد مردم غزه بنویسم. تا کنون 888 نفرکشته شده اند و بیش از 3700 نفر زخمی هستند. صلیب سرخ ارتش اسراییل رامتهم به سد معبر مکرر آمبولانسها یی که به منطقه زیتون اعزام شده اند نموده است، تا اینکه اونهایی که زخمی هستند هانهایی باشند که میمیرند ، یک نقض حقوق بشر برنامه ریزی شده وعمدی
در خانه ما نیازهای اولیه موجود نیست .هیچ غذایی. هیچ نانی.هیچ سوختی .هیچ آینده ای. دیروزپدرم ساعت 5 صبح به نانوایی رفت. او 5 ساعت منتظر شد تا یک قرص نان خرید ،که اصلا کفایت خانواده 11 نفری ما رو نمیکنه. امروز نوبت من بود ، من به همه نانوایی ها سرزدم --همه شان بسته بودند
هیچ جای امنی که به آنجا برویم وجود ندارد . ما نمیتونیم با خویشاوندانمون و دوستانمون تماس بگیریم.--شبکه ها قطع هستند در حالیکه موشکها بر روی خانه های ما،مساجد و بیمارستانهای ما میبارند
زندگی ما در پیرامون دفن افرادیکه کشته شده اند میچرخه، شهدای ما،در شب کمپ ما ، کمپ پناهندگان جبالیا،شهر ارواحه، که هیچ صدایی غیر از صدای هواپیماهای اسراییلی در آن شنیده نمیشه
در هر لحظه وحشتی عظیم وجود داره که به خصوص در زندگی بچه ها نمایان هست.به عنوان مثال ،سه خواهراز یک خانواده هنگامیکه در خانه خود مانده بودند به دست اشغالگران صهیونیست کشته شدند. ولی 800000کودک دیگر در غزه وجود دارند که همگی وحشت زده هستند و همگی منتظرند تا کسی یا چیزی به کمکشان برسه.آنها در یک زندان گیر افتاده اند که دارد تبدیل به اردوگاه کار اجباری میشود(مثل آشویتز در لهستان مقصود است م)هر روز ما میخوابیم و وقتی بیدار میشویم چشمانمان را بر کشتار زنان و کودکان و تخریب خانه های مسکونی میگشاییم. کلمات من قادر به بیان احساسم درباره این زندگی در غزه نیستند
من دو پیام برای جهانیان دارم ، به آنهایی میگویم که اعتقاد دارند صلح دوست و آزادی طلب هستند
تصور کنید که زندگی شما بدون برق باشد ، خانه های تخریب شده ، صداها وحملات موشکی ، روز و شب ،و همان گرسنگی و اشتیاقی که برای غذا هست بیش از آن برای پایان یافتن اشغالگری و محاصره وجود دارد. فرض کنید این شما نیستید بلکه خانواده و کودکانتان هستند که با نگاه و فریادهاشون این را به شما میفهمانند:"ما از موشک میترسیم"،"ما نمیتوانیم بخوابیم"،"ممکنه دیگه هرگز نخوابیم"،تصور کنید شما یک سد هستید و رودی از خون سیل آسا روان شده. چه مدتمیتوانید آنرا تحمل کنید؟
لازم نبود ما آنرا تحمل کنیم در صورتیکه جهان ازما حمایت میکرد.اگر [جهانیان]درخواست میکردند که محاصره پایان داده بشود و کشتارها و تخریب منازل به خاطر کودکانمان خاتمه پیدا کنه.اگر آنها درخواست میکردند کمک از طریق نیروهای شکل گرفته و نشست ها به ما میرسید
در پایان شما روبه غزه دعوت میکنم تا هولوکاست را مشاهده کنید(کشتاردسته جمعی یهودیان درآشویتزکه توسط صهیونیستها ادعا میشود و مخالفت و هرگونه شک در آن در بسیاری ازکشورهای اروپایی میتواند تعقیب قانونی داشته باشد و حتی به زندانی شدن فرد منجر شود م)زیراکه علی رغم محاصره ، حصارها(مثل دیوارحائل)،کشتار مردم من و خانه هایمان،و ویران شدن کل زندگیمان به وسیله اشغالگری اسراییل ،آنها قادر نیستند ونخواهند توانست اراده و خواسته مردم من را برای عدالت و برابری خفه کنند.
محمد المجداولی دانشجوی دانشگاه و عضو کتابخانه کودکان الاسیریا است و عضو داوطلب اتحاد برای کودکان خاورمیانه میباشد. او در کمپ جبالیا با خانواده زندگی میکند و آرزو دارد یک فیلمسازحرفه ای شود
برای کمک به اتحاد کودکان خاورمیانه(ام سی ای آ)مقادیر بیشتری اقلام دارویی وپزشکی برای کمک به هزاران مجروح و بیمار نیاز هست که تحت محاصره میباشند
www.mecaforpeace.org
اتحاد کودکان خاورمیانه(ام سی ای آ)ه MCEA

۱۳۸۷ دی ۲۴, سه‌شنبه

طرح شایعه پراکنی وزارت امور خارجه اسراییل به نام هسبارا


مزاحمتی الکترونیکی به نام هسبارا--تلخیص
وزارت امور خارجه اسرییل داوطلب ثبت نام میکند تا سایتهای اینترنتی را با نظرات موافق اسراییل پرکنند. شایعات 2.0 اینجاست
نوشته ریچارد سیلورستین
گواردین11 ژانویه 2009
تیپ هسبارا دوباره حمله ور میشود! همیشه میشود درباره دست اندازی اسراییل به رسانه های جمعی شنید .هرکس میداند که این اتفاق رخ میدهد ولی اکثر مواقع به وسیله یاغیهای اینترنتی مشابه کسانیکه به گیوس تعلق دارند (و نرم افزارهای بازبینی کننده نت ،مگافون)صورت میگیرد.اکنون ، متوجه شده ایم که وزارت امور خارجه اسراییل خودش هم درگیرهماهنگی تلاشهای شایعه پراکنانه شده است که مخصوصا برای پرکردن سیل آسای شبکه های خبری با نظرات موافق با خواسته های اسراییل طراحی شده است

خواننده بلاگ من(سیلورستین)پیام زیر را دریافت کرده که هردوی تلاشهای اینچنینی وسازمان دهندگان آنرا معرفی میکند .تقاضای "داوطلب افتخاری رسانه ای" در حمایت از اسراییل بودن همچنین شامل لینکهایی است که وزارت امورخارجه اسراییل مایل است نظرات درحمایت از اسراییل بر روی آنها گنجانده شود
دوستان عزیز
ما دارای برتری نظامی هستیم ،بااینحال جنگ رسانه های بین الملل را از دست داده ایم.
ما نیاز داریم تا برای آی دی اف زمان کسب کنیم تا موفق بشود و بهترین کاریکه میتونیم بکنیم گذراندن چند دقیقه اضافه تر بر روی نت هست. وزارت امور خارجه تلاش زیادی در متعادل کردن رسانه ها دارد ، ولی همه ما میدانیم که سرنوشت این جنگ بستگی به تعداد دارد.هرچه بیشتر ما در پیام بفرستیم ،بلاگ ایجاد کنیم ،پاسخ متقابل بدهیم،رای بدهیم--بیشتر احتمال دارد همدردی مثبت را بدست بیاوریم.
من به وسیله وزارت امورخارجه مامور شدم تا یک گروه اینترنتی از داوطلبان علاقمند به اینکاررا سازماندهی کنم. اگر شما حاضرید همراه شوید هروز برای شما پیام و بسته های رسانه ای به همراه هدفهای مورد نظر ارسال خواهد شد.
در صورتیکه علاقه به مشارکت دارید لطفا به ایمیل زیر پاسخ بدهید.


دوست من اینکار رو انجام داد و مطالب رسمی از وزارتخانه به دستش رسید که شامل نکات لازم برای مطرح شدن در عملیات رهبری آرا که آن شخص نوعی باید در تلاشهای شایعه پراکنانه اش از آنها استفاده میکرد بود
نامه دوم
سلام به همگی
من امروز یک دیدار در وزارت امور خارجه داشتم و بسیار خوشحال شدم وقتی فهمیدم مقیاسهای آنها نشان میدهد که موقعیت اسراییل در نت هر روز بهبود پیدا میکند.این یعنی شما دارید کارتان را به خوبی انجام میدهید! وزارت امور خارجه نگران نظرات منحرف اروپایی هاست پس لطفا تلاشتان را روی رسانه های اروپا متمرکز کنید
چه کار میتوانید بکنید؟
-میدانهای مبارزه اینترنتی در زبانهای مختلف برپا کنید،وبه من اطلاع دهید
-نظر /پست/رای در لینکهای لیست شده و در لینکهای دیگر .شما میتوانید از مطالبی که در ذیل گنجانده شده استفاده کنید
-نامه به نویسندگان و منتقدان بنویسید .خودتان را به عنوان مقیم در محل معرفی کنید
- دوستانتان را در این حرکت وارد کنید

این پیام قرار بود فعالان موافق با اسراییل را تشویق کند:
دولتهای جهان هنوز در مورد عملیات توجیه شده اسراییل در غزه صبوری میکنند.برخلاف آن افکار عمومی ،کاملا ناشکیباست. این شکاف به زودی پر خواهد شد-همیشه همینطور است
هدف ما اینست که افکار عمومی را تغییر دهیم و روی اینترنت هدایت کنیم،تا از تحریمهای حکام جهان بگریزیم یا آنها را حداقل کنیم.ما نیاز داریم تا برای آی دی اف(ارتش اسراییل) زمان کافی کسب کنیم تا به اهدافش برسد
خواندن ادامه این مطلب به زبان انگلیسی ممکن است

۱۳۸۷ دی ۲۳, دوشنبه

پاره گوشت و اعضای بدن همه جا پخش شده بود

پسرکنار من مثل دیوانه ها میرفت.از خود بیخود شده بود او شاهد فاجعه بود ،خیابان پراز خون بود ،ترکش های خمپاره ها به بزرگی دست شما بود
10 ژانویه 2009
به نقل از ساندی هرالد اوا یاشویچ
خانواده شادورا در ناحیه معسکر در جبالیا نوار غزه زندگی میکنند
آنها در اصل متعلق به شهر مجدل در فلسطین 1948 هستند که در اسراییل کنونی اشکلون نامیده میشود .خانه سفید یک طبقه /آنها فقط چند یارد با مدرسه سازمان ملل که 42 نفر،که 20 نفرشان کودک بودند، در آن کشته شدند فاصله دارد تانکهای اسراییلی وقتی که در ورودی آن ازدحام بود به روی آن آتش گشودند. کارکنان اورژانس و شاهدان گزارش میکردند که آن هنگام فقط پاره گوشت و اعضای بدن در خیابان دیده میشد. شاهدان میگفتند که4خمپاره تانک به زمین برخورد کرد وتکه هایی از فلزات سوزان در هوا آزاد شد

محمد شادورای نه ساله در آن زمان داشت با دوستانش در خیابان تیله بازی میکرد . بابای محمد که باسم احمد شادورا نام دارد در آن هنگام در آنجا حضور داشت . او صحنه را توضیح میدهد "من یک انفجار دیدم که بعد از آن دود سیاهی فضا را پرکرد- صحنه کاملا سیاه شده بود .اونها دوبار همونجای قبلی رو هدف قرار دادند . من یک پسر رو دیدم که با انگشتش به آسمان اشاره میکرد و میگفت ،من در مقابل خدا شاهدم، من اور بلندکردم تا بیرون ببرم.آنوقت پسرم رو دیدم ، او دوبار مورد اصابت قرارگرفته بود ، به پا وبه سر و مغزش بیرون ریخته بود "
محمود 15 ساله با چشمانی گشاد شده از ترس میگفت ."همه جا پا افتاده بود ، همینطور تکه های بدن و بعضی مردم سر نداشتند ، گوشت . یک پسر کنار من مثل دیوونه ها میرفت ، از خود بیخود شده بود ، او فاجعه رو دیده بود ،خیابان پر از خون بود ،ترکش های خمپاره ها به بزرگی دست شما بود "ا
من در خانه شادورا نشسته ام . زنان خانه در دومین روز عزاداری دسته جمعیشون هستند. مادر محمد مثل سنگ بیحرکت و ساکته ، و توسط خواهرانش ،خاله ها و عمه هایش و دخترانش نجاح 17 ایمان 12وشداد 2 احاطه شده همه از محمد یاد میکنند . خانه آنها بسیار ساده هست قسمتی از فضای اتاق نشیمن باز هست با یه سقف شیار دار که کبوترهای سفید داخل آنها لانه کرده اند .شما میتوانید از لای درز یک متری آن هلیکوپترهای آپاچی رو که شعله های خیره کننده ای رو پخش میکنند ببینید
سه تا گربه که یکیشون توله گربه حنایی رنگ هست در نور آفتاب دراز کشیدن.کف زمین با بوریایی حصیری رنگ فرش شده ، متکاهای اسفنجی به دیوارها تکیه داده شده اند و شما یک پوستر اونجا میبینی ،ندال ،24 ساله، با موهای کوتاه شده و صورت کاملا تراشیده با چشمهای آرام . اویک مبارز جهاد اسلامی بود

او دوماه قبل مستقیما با موشک اسراییلی هدف قرار گرفته و کشته شده بود. مانند همه خانواده های اینجا،هیچگونه تطابق عقیده در زمینه سیاسی وجود ندارد. باسم فرمانده ارشد در گروه فتاح بود و برادرش افسر اطلاعات پلیس .
باسم کار نمیکند با اینحال هنوز هم ماهیانه 700$ حقوق از فتاح در رام الله دریافت میکند. ولی حتی اینهم کفایت خانواده اش را با 7 فرزند نمیکند.
اجاره خانه یک اتاقه آنها 100$ در ماه است.قیمت گاز -که از زمان محاصره بیش از دوبرابر شده است - حدود 120$ برای یک سیلندر 6 کیلوگرمی است .تهیه آن دو هفته طول میکشد و در این مدت آنها روی یک اجاق کاهگلی ابتدایی آشپزی میکنند که سوخت آن کاغذ و چوب است. همه نه نفر اعضای خانواده در یک اتاق میخوابند
آب در خانه نبود . خطوط برق در حمله پنجشنبه تانک از بین رفته بود و سیستم آبرسانی خانه با برق کار میکرد. حتی بدون این حمله هم برق فقط ساعات معینی از روز برقرار بود.
نجاح 17 شماره تلفن من رو میخواست او یک نوجوان سرزنده در در لباس سیاه عزا و با حجاب است. البته که به او دادم. از او پرسیدم برادرش چه شکلی بود."او بهترین فرد در میان ما بود. بسیار مهربان بود"
"وقتیکه تلویزیون را میدید از صحنه های کشتار بسیار وحشتزده میشد -دائم بچه ها کشته میشدند"ا
ما شام را در نور شمعها خوردیم .یک بشقاب کوچک از کنسرو ماهی و دوتا کاسه "سالاد غزه" گوجه تکه شده و پیازبا فلفل تند-نوعی سالسا ،روغن زیتون از درخت زیتون خانه ،موجدارای سرد (هیچ گازی برای گرم کردن آن نبود ) مخلوطی از برنج و عدس ، و نان.بعد از بالا دادن غذا من زیر یک پتو نشستم ، توجه همه روی مهمان جدید خانه بود..بچه ها 51% جمعیت غزه را تشکیل میدهند و شاهد همه چیز هستند
"بسیاری از همسایه های ما کشته شدند. " ، فواد توضیح میدهد ایمان 12 ساله میگوید من یکی از دختران نزار ریان رو میشناختم ، که فرمانده ارشد حماس بودو به همراه زن و 11 فرزندش کشته شد. آیه رایان ،12 ساله ، وقتی مرد که 8 بمب که از یک جنگنده اف 16 شلیک شده بود داخل خانه شان منفجر شد. 10 خانه دیگر هم در هنگام حمله تخریب شد. من صحنه رو با چشمهای خودم دیدم . تکه های بزرگ تخته سنگ های بتنی یکی روی دیگری تل انبار شده بود. خانه های خاک شده ، کپه ای به عرض چند صد متر، که حداقل چهار آپارتمان با دیوارهای فرو ریخته در اطرافش دیده میشد.اتاق های محل زندگی کاملا نمایان شده بود.دیوارهای رنگی با عکسهایی از افراد نزدیک وصحنه های غروب دیده میشد ، آشپزخانه های داغون ، که خانواده ها داشتند در میان خرابه هایشان چیزهایی جمع میکردند، و زیرهمه آنها یک اسب مرده که از گردوخاک سفید شده بود به یک سمت افتاده بود

"به این نگاه کن "،محمود 15 ساله گفت.او یک تکه سنگ به اندازه آناناس تو دستم گذاشت.این روز حمله ازتوی سقف خانه مادربزرگم ، همین در بغلی، داخل اومد. این سقفشون رو خراب کرد اگر ما اونجا بودیم ممکن بو کشته بشیم"
پدر محمد چای کهربایی شیرینش را به آرامی مینوشید."شما بچه های مارو خیلی شاد کرده اید"، او گفت
او پکی به سیگارش میزند ."من در اراییل کار کرده ام،من با اسراییلیها زندگی کرده ام،یهودیانی اروپایی بودند ،یا عراقی یا از عربها و ما با هم کنار اومدیم ، ما دوست بودیم .آنها مردم خوبی هستند ، 100%. من 12 سال آنجا کار کردم ، ولی هیچی تغییر نکرده "ه
باسم در سال 1983 زندانی شده بود ، قبل ازاینکه انتفاضه اول آغاز بشود. او در آنزمان فقط 16 سال داشت و 3 سال در زندان اسراییلیها محبوس بود ."میدونی چرا؟"،از من پرسید ، چروکهای خشکیده ریز سالهای مبارزه در تاریکی چشمک میزدند."به خاطر پرتاب سنگ"ه
"من نتونستم که تحصیلاتم رو به پایان برسونم ، من اجازه نداشتم و صلیب سرخ هیچکاری برای ما نکرد آنها فقط به ما مقداری لباس دادند"ه
باسم نگاهی به پوستر ندال انداخت و گفت"او یک جنگجو بود "،"پسر من ، نه ساله بود،او مرتکب هیچ گناهی نشده بود. دین ما میگه پسر ما در بهشت هست. اوآب بهشتی خواهد نوشید.پسر من یک شهید است"ا
ما آماده رفتن به رختخواب شدیم .ساعت 8 شب بود و همه چیز در نور شمعها نارنجی دود گرفته به نظر میرسه .صدای بمبهای سقوط کننده خانه را میلرزاند ،صدای کشیده سوت مانندو صدای خفه برخورد.بچه ها میگویند "ما این صدا رو تمام شب میشنویم "ا
ریم مادر محمد 36 ساله است اما 10 سال بزرگتر از سنش به نظر میرسد .او لباسهای محمد را بیرون میکشد آنها را روی صورت خود میگذارد و میبوید و آنگاه تا میکند
او در نور ملایم شمعها گریه را از سر میگیرد ،او به آرامی میگوید"کجا،کجا؟".خواهرانش او را آرام میکند .ام قاسم یکی از آنهاست."تو میدونیکه مانمیتونیم بخوابیم ،نمیتونیم زندگی کنیم،هیچ گازی نداریم ،هیچ نانی ،هیچ آبی "ا
باسم مراسم خاکسپاری 42 نفر کشته رو به یاد می آورد .من هم حضور داشتم
"بعد از یک سال و نیم بار اولی بود که با یکدیگر راهپیمایی میکردیم،همگی با هم نماز خواندیم،همه گروهای سیاسی ،همه پرچمها آنجا حضور داشتند، من پسرم رو در مراسم خواستم پسرمن پسر مردم هم هست "ه

معمولا هر دسته سیاسی مراسم یادبود وتدفین خودشان رو دارند.محمود 15 ساله ،مراسم را به خاطر میاورد."ما برای دفن کشته شدگان رفتیم و اسراییلیها به ما شلیک کردند ، ما بسیار ترسیده بودیم، ما میدویدیم. همیشه میترسیم ،همیشه ممکن هست هدف قرار بگیریم"ه
در حالیکه روی تپه ماسه ای کوچکی نشسته بودیم وبه آواز زیبا و غمناکی در دوردست گوش میکردیم،آوازی با صدایی عمیق بود. من جمعیت عزاداری رو دیدم که فریاد زنان از روی سنگ قبرها به سمت خروجی میدویدند،صدای تیر یکی بعد از دیگری از جمعیت به گوش میرسید.تک تیراندازان "خناس" ،دوستم با حالتی اخم کرده گفت
من از احمد 16 ساله پرسیدم او در مورد راکتهای مقاومت فلسطینی چه نظری دارد."اونها ما را هدف موشک قرار میدهند و ما هیچ کاری نکنیم؟ مال ما مثل بازی هستند،در مقابل مال اونها مثل اسباب بازی میمونند . ولی مال ما باعث افزایش روحیه مان میشود"
میریم که با صداهای موشکهای برخورد کننده بخوابیم آنهاییکه نزدیکتر میخورند خانه را به لرزه در می آورند.ترس در سینه های ما لانه کرده."اون یکی خونه بود! اون یه خونه بود،"، صدای نفسها در نیمه شب. خانه صالحا در بیت لاهیا در ساعت 4:30صبح بمباران شد. 6 نفر از اعضای خانواده که چهارتاشان زیر 15 سال بودند کشته شدند. بنابه گفته دوستان آنهابه آنجا نقل مکان کرده بودند تا در امان باشند.
ما از صدای بمباران بیدار میشویم. من 15 حمله موشکی اسراییلی رو شمردم که از 7 تا 8:30 اتفاق افتاد دو موشک در حال از هم پاشی قدیمی فلسطینی در پاسخ به آن شلیک شد. ما ده نفر بشقاب خاگینه ای که شاید از 5 تخم مرغ درست شده بودو روی آن فلفل پاشیده بودند را همراه 5 قرص نان را مشترک بودیم
همه خانواده با یکدیگر سکوت کرد .راویه 17 ساله گفت،"جبالیا بسیار زیبا بود"،یک عمه یا خاله که به دیدنمان آمده بود برایمان چایی ریخت."اون نزدیک یک باغ هست پر از درختان پرتقال.اسراییلیها دائم توش موشک میزنند "ه

۱۳۸۷ دی ۱۱, چهارشنبه

فصل 2:رعد ، تو وقف خدایی!!ا

ادوین توی همین زمین به دنیا اومده بود. غزه. توی یکی از شهرک های صهیونیست نشین که اخیرا دولت اسرائیل به خاطر مقاومت فلسطینیا جمعش کرده بود. از بچگی یه اسم مزاحم توی گوشش بود: عرب فلسطینی!ا
تازه دبیرستانو تموم کرده بود و دوره ی سربازی ش را می گذروند، بیشتر اسرائیلیا ناراحت بودن که سه سال از عمرشونو مجبورن تو سربازی تلف کنن ولی ادوین می خواست سرباز باشه، می خواست انتقام بگیره، اونو از شهرک دوران بچگی ش بیرون کرده بودن. خاکی که تورات گفته سرزمین موعود اون و همکیش هاشه. هنوز هوا کاملا تاریک بود. یاد پولی افتاد که برای ترک غزه به خانواده اش پرداخت شده بود. چند صدهزار دلار به پول امریکا یا چند ملیون شِکل به پول اسرائیل. فکر کرد احمقا فکر می کنن خونه ی آدم را می شه با پول خرید. کتاب مقدس را یه بار دیگه ورق زد: עַתָּה לֵךְ וְהִכִּיתָה אֶת-עֲמָלֵק, וְהַחֲרַמְתֶּם אֶת-כָּל-אֲשֶׁר-לוֹ, וְלֹא תַחְמֹל, עָלָיו; וְהֵמַתָּה מֵאִישׁ עַד-אִשָּׁה, מֵעֹלֵל וְעַד-יוֹנֵק, מִשּׁוֹר וְעַד-שֶׂה, מִגָּמָל וְעַד-חֲמוֹר. {ס} (ترجمه: پس الا´ن برو و عماليق را شكست داده، جميع مايملك ايشان را تماما نابود کن و بر ایشان شفقت نکن، بلکه مرد و زن و طفل و شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ را بکش... اول سموئیل فصل 15 آیه 3 این برای ادوین یه آیه ی آشنا بود، و خیلی هم طبیعی چون یهود قوم برگزیده ی خداست، اگه سرزمین موعودش را به زبون خوش ندادن باید به زور ازشون پس گرفت، اونا بیش از هزار سال تو سرزمینی زندگی کردن که مال پدرای منه! ادوین
خیلی ناراحت بود حس می کرد دیگه از یهودیت چیزی تو اسرائیل باقی نمونده. حتی بعضیا حرف از صلح می زنن، فکر می کنن باید یه گوشه ای از زمینو داد به فلسطینیا. خوبه تورات را بخونن و ببینن شائول به خاطر اینکه فقط چندتا بره و گوساله را از اون قوم عمالیقی نکشت مورد نفرت خدا قرار گرفت. خوبه تلمود را بخونن ببینن نژاد غیر یهودی نصف ارزش اونا را هم نداره.
غزه، اردوگاه جبالیا، ساعت 4 صبح
نقل از روزنامه اعتماد ؟ (به نقل از گاردين) -رعد، تو وقف خدایی!... مادر رعد اینو از بچگیش تو گوشش خونده بود. رعد تو غزه به دنیا اومده بود جایی که مقاومت مثل نون شب و درس مدرسه جزئی از زندگی بود. نگاه کرد به برادرش محمد، که آماده می شد بره مدرسه. از وقتی محاصره ی غزه تنگ شده بود حتی قیمت نون خالی هم سر به آسمون گذاشته بود. -محمد بچه است، یعنی می فهمه این همه درد برای چیه؟ نامردا غزه را تخلیه کردن که هیچ اسرائیلی توش نباشه تا بتونن تا حد مرگ فشارو روش زیاد کنن. رعد داشت این فکرا را کنار هم می چید. دید محمد یه تیکه نون خشکه برداشت و گذاشت تو جیبش، ودو تا دفتر انداخت تو کیفش. رعد به کلیدی که آویزون کرده بود دور گردنش چنگ انداخت. این کلید قدیمی خونه ی پدریش تو حیفا بود. چطور یه عده مهاجر به خودشون جرات داده بودن اونا را از خونه و خاکشون تحت حمایت قدرتای خارجی بندازن بیرون و اسم این کارو بذارن اراده ی خدا، خدا کجا یه همچین ظلمی می کنه؟ کدوم ملتی تو دنیا اینطوری از تمام سرزمینش آواره شده و تو اردوگاه زندانی شده. حتی اونایی که از فلسطین حمایت می کنن خیلی هاشون فکر می کنن درد فلسطین فقط همینه که محمد جز نون خشک چیزی نداره برای غذا بخوره. تازه منت چندرغاز پولی که کشورای اسلامی و اروپایی براشون می فرستن ده برابر کمکی یه که واقعا به فلسطین می شه. کاش می تونست برای محمد یه نیم لیتری شیر بخره. اگه مثل بقیه ی مردم دنیا کشوری داشت که توش حق حیات داشته باشه و دولتی که حداقل صداش را به گوش دنیا برسونه شاید می شد. فکر کرد: همه ی بدبختی های ما از آوارگیه، یعنی محمد اینو می فهمه؟ محمد بچه است! محمد آماده شده بود. باید از یکی دوتا ایست بازرسی رد می شد، برای همین بود که قبل از روشن شدن هوا راه می افتاد فکر رعد مشغول بود: احتلال (اشغالگران) داره برای جنگ آماده می شه، تو این یه وجب جا می خوان ما را به سیخ بکشن، آتش بس که تموم بشه، از این در و دیوارای نیم بند آتیش تا آسمون هفتم بالا می ره، یه تل خاک می مونه از این باریکه. آیا کسی تو دنیا هست که حواسش به قتل عام باشه؟! بوی سوختگی را از الان می شنوم خدایا، یکی به داد مردمم برسه! خدایا گیرم ما تروریست، این محمد که دیگه زورش به کسی نمی رسه. هر کسی دنبال کار خودش، دنبال مشکلات روزمره ش، یکی خسته اس، یکی حال نداره، یکی بدهکاره، یکی درگیره، یکی امتحان داره، یکی از عربا بدش میاد، یکی با اسلام بَده، یکی با اسرائیل خوبه،... بابا این تیکه زمین داره برای نسل کشی آماده می شه! یعنی اینقد مهم نیس؟ خدا، فریاد ما را کیه که تو این دنیای به این بزرگی بشنوه؟ آخ یعنی محمد می فهمه؟ یه هو انگار که یه چیزی از خواب بیدارش کرده باشه یا محکم خورده باشه تو سرش، چیزی یادش اومد که از بی قراری بلند شد تا دم در راه رفت: "حسبنا الله و نعم الوکیل" ... رعد، تو وقف خدایی! چطور فکر کردی غیر خدا کسی حمایتت کنه؟
محمد آماده شده بود. باید از یکی دوتا ایست بازرسی رد می شد، برای همین بود که قبل از روشن شدن هوا راه می افتاد
ایران، تهران ساعت 2:30 صبح
امتحانا کمر دانشجوها را شکسته، سارا و یلدا اولین میان ترمشونو داشتن، اصولا وقتی تو خوابگاه این وقت شب چراغ روشن می مونه یعنی همین دیگه، یعنی امتحانا کمر دانشجوها را شکسته! بازم خوبه این دوتا همکلاسن، رسم که نیست دانشجو تو دوره سال درس بخونه! - فصل چهارو خوندی؟ - مگه فصل چهارَم هست؟... سارا که ولو شده بود پایین میز روی کتابش با این حرف نیم خیز شد و با حالت نیمه شوک به یلدا نگاه کرد. - چی کار کنم حالا؟ - کوتاهه که! سارا با دلخوری دوباره ول شد روی کتابش. چند نفر سر میزای دیگه اشاره کردن ساکت باشین. یه نفر رو جزوه ش خوابش برده بود. سارا عصبی شده بود، همین طوریشم نمی شد از این استاد نمره گرفت. با خودش فکر کرد: اگه نمره م از شمس ایرانی کمتر بشه که ضایعه! بهونه جور می شه که این دخترا با این همه هارتو پورتشون هیچ چی بارشون نیس! صفحه های جزوه شو شمرد، دید نه حالا حالاها داره بخونه. یه فکر دیگه اومد تو ذهنش: اگه بیفتم چی؟ یلدا خوابش گرفته بود. هنوز یه دورش را تموم نکرده بود. دلش هوا کرده بود الان خونه باشه پای تلویزیون، این موقع شب معمولا فیلم قدیمیا را می ذاشت. برگشت گفت: - ای خدا الان خونه بودیم چی می شد؟ - می گم این جزوه ش را بخونیم بسه برا فصل 4؟ - آره بابا، کتابو که دیگه نمی رسی بخونی. عجب تحویلی گرفتی ما را! فکر کردم یه چیزی بلغور کردم! - چی؟ خونه؟ صندلیتو بچسب که از همین جام دو روز دیگه که سالن مطالعه شلوغ بشه می اندازنمون بیرون. اصلا تو خوابگاه نمی شه درس خوند. چطور این استادا ما خوابگاهیا را می ذارن کنار شاهرخ شمس ایرانی؟ - بزرگ ترین بلای قرن: امتحانات! یلدا اینو گفت و بازم بیشتر توی صندلیش سر خورد پایین. یکی با ته خودکار زد رو میزش که یعنی ساکت. یلدا فکر کرد اگه یه کم وقتش باز می شد می تونست به کارای دیگه هم برسه، کارایی که هیچ کس به فکرشون نیس، مثلا یه مقاله بده تو فلان نشریه دانشجویی درباره ی... مثلا راشل کوری. ولی حیف که بدجوری پاش گیر بود، باید چار چنگولی خودشو نگه می داشت مشروط نشه. با صدای خیلی آروم به شوخی گفت: ما نشستیم هی کتاب می زنیم تو سرمون یکی ام پا می شه می ره فلسطین می میره اقلا خونش به یه دردی می خوره. یلدا با دلواپسی جواب داد: اه ولم کن شب محشری، بابا کاش مام فلسطینی بودیم عوض جزوه جویدن دو تا سنگ می پروندیم تو همه دنیا نشونمون می دادن! یه ساده ای مثل تو هم شب امتحان میان ترم درس 4 واحدی می نشست غضه مونو می خورد. احساس خیلی بدی از حرف یلدا بهش دست داده بود، حس می کرد فردا اون داره می ره نمره ی زیر نصف بیاره اون وقت رفیقش به جای اینکه نگران اون باشه نگران یه عده عربه که الان اصلا اسم ایرانم تو ذهنشون نمیاد. ولی در واقع یلدا اصلا جدی نبود، یه چیزی پروند که حس شب امتحان عوض شه. بعدشم دید هر چی فکر می کنه حالشو نداره ده صفحه آخرو بخونه، همون جوری رو صندلی خوابش برد. راشل کوری موند و ... رعد و محمد
در نتيجه اجراي طرح محاصره، هزاران نفر از اهالي غزه در اثر سوء تغذيه و بيماریهاي ناشي از كم خوني مي ميرند. علاوه بر آن تعداد بسياري از كودكان با كمبود شديد غذا دست به گريبانند و غذاي آنها را بيشتر، نان و چاي تشكيل مي دهد. در هفته گذشته با چندين خانواده در غزه تماس گرفتم و خواهش كردم كه با كودكان آنها صحبت كنم. پاسخ هايي كه از كودكان گرفتم واقعاً هولناك بود. من با 10 كودك صحبت كردم و به شدت متاثر شدم از اينكه دريافتم 7 نفر از آنها غذاي شان طي هفته نان و چاي و كمي گوجه فرنگي بوده است. افراد بالغ به ويژه پدر و مادرها شدت فاجعه اي را كه با آن روبه رويند آشكار نمي كنند. آنها خيلي كوتاه پاسخ مي گويند <الحمدلله> ولي لحن صداي شان حاكي از آن است كه نگراني و پريشاني زيادي را تحمل مي كنند.

۱۳۸۷ دی ۲, دوشنبه

فصل یک : دسترسی ناممکن است

چند وقت پیش توی یه خبرگزاری معروف آمریکایی خوانده بود که یه سرباز اسراییلی مامور تخریب ، یه دختر آمریکایی رو که سد راهش شده بوده تا جلوی خراب شدن خونه های فلسطینیها رو بگیره عمدا با بلدوزر زیرگرفته و کشته واقعا این خبر قلبش رو تکون داده بود خبر رو به تاریخ همون روز تو آرشیو خبرگزایهای دیگه هم پیدا کرد . نتیجه اولین یافته اش این بود
مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمیباشد
کرامات جمهوری اسلامی رو میبینی !آخه بابا این خبر که به نفع خودتونه .حسابی لجش گرفت .باز رفت سروقت فیلترشکن ..ولی خیلی زود فراموش کرد .اونطوریکه عادت ایرانیهاست .آخه دید این یکی هم خبرو منتشرکرده بود البته با تلاش برای تبرئه اسراییل.
یلدا اصلا اومده بود رو اینترنت که یه سری به وبلاگهای سیاسی ایرانی بزنه دیده بود یکی از بچه ها لینک این خبرو براش آفلاین گذاشته .اسم راشل کوری دختر کشته شده آمریکایی رو سرچ کرد چند ده صفحه اومد اغلبش هم آمریکایی
عجیبه ،همه میگن صدا و سیمای ایران منبع پروپاگاندای فلسطینیه ! ،اِاِاِجل الخالق، پس چرااز اخبار ایران این خبرو نشنیده حتما اخبار یکی دوبار گفته و رد شده ایناکه هیچی رو نمیگن.“یه بلاگ آمریکایی فلسطینی رو باز کرد “شهید فلسطین ،راشل از واشنگتن” اینا رویدادهای یکی دوسال پیش بود که امروز پیش از ظهر دوباره براش تداعی شده بود،وقتی دوستش سارا(ولبته هم کلاس باهالش)ازدرکلاس با عصبانیت زده بود بیرون .با استاد که حرفش میشد همه چیزی میگفت امروزم دیگه گیر داده بود به فلسطین !ا
همیشه از کلاسهای عمومی بیزار بود تا این ترمم هرطور شده بود دو درش کرده بود، اما این استاد با بقیه فرق داشت ،بد اخلاق و سخت گیر، خیلیم تیز بود نمیشد دورش زد،میشد گفت هرجلسه با استاد بحث کرده بود ولی هربارم ، یه جورایی حالش گرفته شده بود. امروز دیگه تمام دلخوریاش رو خالی کرده بود و از کلاس زده بود بیرون هیچوقت آدمهای اینطوری رو درک نکرده بود آدمهاییکه دید بسته ای داشتن انگار تورو نمیبینن ،مسائلت رو درک نمیکنن،حق حرف زدن و نفس کشیدن بهت نمیدن، اما در عوض خوب سنگ دیگرانو به سینه میزنن .بی مقدمه به یلدا گفت -البته منظورش گفتن نبود بلندفکرکردن بود-آهان یعنی فلسطین؟ کی سنگشونو به سینه زده ؟ما ایرانیا که آخر صفیم!؟
یلدا فکرکرد ولی چیزی نگفت از اون طرف سارا بیشتر از استاد ،دولت و کشورش عصبانی بود نمیتونست اینهمه بی تفاوتی دولت رو نسبت به وضعیت کشور و جوونای خودش رو درک کنه و همینطور دلسوزی بیموردش در حق مردمی ،یه کلمه همش تو ذهنش چرخ میزد و میخواست به زبون بیاره،...آواره..بحثای کلاس ناخودآگاه تو ذهنش مرور میشد و بیشتر کلافه اش میکرد.با خودش گفت :به من چه ...به من چه...به من چه! ولی در واقع از گفتن این کلمه در هر شرایطی بیزاربود بلافاصله یه عالمه درد،و یه کم فکر کرد یعنی ،سرنوشت یه آدم به من ربطی نداره؟مشکل دوره اش کرد؛ بدون اینکه یلدا یه کلمه حرف زده باشه سارا دوباره ادامه داد:پس خودمون چی؟رفاه خودمون ،جوونای خودمون،تحصیلشون ،کارشون،.هزار تا بدبختی داریم.تازه کی میدونه اونجا واقعا چه خبره ؟چیزیکه ما میدونیم و میبینیم همونیه که دولتمون میخواد ما بدونیم تازه غصه یکی دیگه رو هم باید بخوریم!!!؟
این حرف سارا برای یلدا خیلی گرون اومد،یاد اخبار فعالای بین المللی(گروههای حقوق بشر) و صلیب سرخ افتاده بودکه تو ایران کمترین بازتاب رو داره ،یلدا یه لحظه خواست دربیاد که ،چی؟اخبار ایران که هیچی رو نمیگه !؟ ولی با یه نگاه به سارا فهمید بازم نمیتونه جوابشو بده .اصلا سارا الان تو حال و هوای دیگه ای بود.کلا فکر و ذکرش جای دیگه ای بود یلدا فقط میتونست عصبانی ترش کنه .سارا که فکرهاشو مرور میکرد دوباره یاد حرف استاد افتاده بود که گفته بود: شما درد همنوع نداری ،آتیشش گرفت ،به نظر اونا هرکی مثل خودشون فکر نکنه یا بی رگه یا حامی!من بی تفاوتم؟...من بی دردم؟اازپنجره بیرون رو نگاه کرد حیاط دانشگاه شلوغ بود .کنجکاو شد دختر و پسر سمت حیاط پشتی میرفتن. برم ببینم چه خبر شده یلدا که هنوز یه کلمه هم حرف نزده بود بازم چیزی نگفت و فقط راهشو دنبال سارا کشید و رفت پایین، تو راهرو به یکی از همکلاسیها برخورد کردن کلاسا تعطیل شده بود فرزانه بلند گفت :دمت گرم خوب حالشو گرفتی .ای ول خوشم اومد استاد را میگفت ،سارا یه لبخند تلخی زد .اگه با استاد دعوا کرده بود قصد دعوا و حال گیری نداشت چرا هیچکسی حرفاشو نمیفهمید از استاد گرفته تا دوست و رفیق و همکلاسی .با بی تفاوتی دستی به شونه فرزانه زد و رد شد
چندبار بگم خانم پوشش شما مناسب نیست -نگهبان دم در بود که با تحکم داشت سر دوتا از دخترها تقریبا داد میزد دختر ها رو ور انداز کرد .در مقایسه با خیلی ها تیپ ساده ای داشتن گفت:دنیا داره به کجا میره ما هنوز گیرمون چه چیزاییه؟
یلدا زیر لب گفت : گل بود به سبزه هم آراسته شد ،این رفیق ما خیلی حالش خوب بود نگهبان محترم و وظیفه شناسم برامون تکمیلش کردو اما سارا دلش میخواست بره یقه نگهبان رو بگیره ،حیف که دیگه یه دعوا برای امروزش بس بود حوصله درگیری با حراست دانشگاه رو نداشت وارد حیاط پشتی که شدن صدای همهمه بچه ها رو شنیدن .چندنفر از افراد حراست هم بیسیم به دست به اون سمت میرفتن
معلوم نیست دانشگاهه یا پادگان؟
قدماشونو تندتر کردن حتما دوباره بچه های انجمن شلوغ کرده بودن با دیدن اونا حدس زد چه خبره،جلوتر کی پوروتقوی رو دیدن . سارا دوید تا بهشون برسه:سلام شما میدونین چه خبره؟به سلام به خانوم راد ،مثل اینکه از دنیا بی خبریا!؟مگه دستورالعمل جدید دانشگاهو ندیدی ؟رو در و دیوار پره!نوع پوشش خواهرا و برادرای دانشجوت رو ندیدی؟-چرا دیدم الان، پس بچه های انجمن تحصن کردند؟بابا ،اینام وقتشونو تلف میکنن...کی تا حالا این تحصنا فایده داشته که حالا داشته باشه...؟نذاشت حرف کی پور تموم بشه ،عذر خواهی کرد و از اونا جلو زد تا هرچه زودتر خودشو برسونه جلوی دفتر سابق انجمن اسلامی که حالا درش تخته شده بود میخواست وقت بگیره ،خیلی حرفها برای گفتن داشت و این به نظرش موقعیت مناسبی بوددیگه نگاه نکرد ببینه یلدا بهش رسید یا نه؟ یلدا تندش کردکه تو شلوغی سارا رو گم نکنه ،دیگه حوصله این یکی را نداشت ولی پایه شلوغ بازیای دانشجویی بود صدای یار دبستانی من که چند نفری باهاش به طور ناهماهنگ همراه شده بودن تو حیاط پیچیده بود .جلوی انجمن نسبتا شلوغ بود.ظاهرا هنوز سخنرانی اصلی تحصن شروع نشده بودبه رضوی که اسم بچه های داوطلب سخنرانی رو یادداشت میکرد گفت اسمشو بنویسه
یه نگاه تو جمعیت انداخت ببینه آشنای دیگه ای پیدا میکنه؟گاهی هم با بچه ها زمزمه میکرد ،دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی میتونه جز منو و تو درد ما رو چاره کنه...منتظر ایستاد ولی کسی رو ندیدعجب آب زیر کاهیه این یلدا معلوم نیست کدوم وریه!؟یلدا وایساد بغل دستشیه ساعتی طول کشید تا صدای خش خش بلندگوی دستی بلند شهاز دوستای عزیز دانشجو خواهش میکنیم تا سکوت رو رعایت کنن،تا تحصن رو شروع کنیمصدای پویان دبیر انجمن از پشت بلنگوی دستی آ دمو یاد فروشنده های دوره گرد مینداخت همهمه کم کم خوابید و سکوت برقرار شد
دوستان عزیز از اینکه یه بار دیگه نشون دادید دانشجو همیشه در صحنه هست متشکرم از اینکه نشون دادین دانشجو رو میشه زندانی کرد اما نمیشه خفه کرد متشکرم صدای کف و سوت جمعیت بلند شد متشکرم دوستان ،متشکرم
سارا خودشم نمیدونست چرا از این ژستای پویان خوشش نمیومد
دوستان همگی شما حتما دستورالعمل جدید دانشگاه رو دیدید.لطفا گوش کنید ،این قوانین که از هدایای دولت جدید جناب رییس جمهوره توهین مستقیم به درک و فهم و شعور همه ماست. صریحا میگم دوستان عزیز ،اگه امروز ساکت بمونیم و حرفی نزنیم پس فردا هر کسی جرات میکنه به کوچکترین رفتار ما ایراد بگیره،اصلا حد و !مرز این پوشش مناسب رو کی میخواد تعیین کنه.؟نگهبان دانشگاه ؟که اگه از قیافه یکی خوشش نیومد خیلی راحت جلوی ورودش به دانشگاه که خونه اصلی یه دانشجوه رو بگیره؟!؟!لابد فردا بین راهروهای دانشگاه هم دیوار میکشن
بازم صدای تشویق بچه ها حرفهای پویان رو ناتمام گذاشتاونا حق حرف زدن رو از دانشجو گرفتن اونا آزادی رو از ما گرفتن.این یه هشداره دوستان من . ولی دارن گستاخی رو به حدی میرسونن که دیگه حتی حق نفس کشیدنم هم نداشته باشیم.اینجا خونه تووه و کسی حق نداره بهت بگه تو خونه ات چطوری لباس بپوشی!دانشجوی عزیز هوشیار باش
پویان در حالیکه صدای تشویق پی در پی بچه ها همراهیش میکرد از میز پایین اومد.نوبت نفر بعدی بود
میشه افاضه بفرمایین !؟یلدا سرشو زیر انداخته بود و یکریز میخندید سارا یه نگاه بزرگترانه ای بهش انداخت و گفت چرا سر ذوق تشریف آوردین؟ یلدا مثل اینکه آدمی که چیز ملوسی دیده باشه گفت :ازسادگی و معصومیت بعضیها خنده ام میگیره!ابله ؟معصومیت؟باز کی رو وسط گذاشتی؟کلا همه تون رو!؟سارا با دلخوری گفت :بله! کم نیاری یه وقت!؟اما یلدا بی توجه ادامه داد :خدایی خنده داره !بعضیها خودشون رو مرکز عالم هستی میدونن چشمشون هیچ جا رو نمیبینه جز خودشون بزرگترین درد بشری رو این میدونن که بچه پلنگه امروز همبازی نداشته حوصله اش سر رفته!عین این گروههای مدافع پلنگ خال خالی
تو حرص آدمو در میاری یلدا اینا مسئله کمیه ؟چیزی هست تو دنیا از آزادی آدم باارزشتر؟ از عزت نفسش؟از به رسمیت شناخته شدن شخصیتش؟ خیلیه یه تجمع کردیم بگیم آقا بالا سر نمیخوایم ؟حقوق بشر! این حق ما نیست؟
والا...؟ نگو آزادی آدم ،نگو به رسمیت شناخته شدن شخصیت انسان، بگو آزادی من ،شخصیت من، من،من! یه عده آدمو چند کیلومتر اونورتر توی خونه خودشون اسیر کردن، یه زندان روباز چند میلیون نفری، تا از در اومدن توی خونه های اونا نشستن و صاحب خونه هاشون رو عین حیوون ولگرد بیرون کردن. بلکه حتی حقوق همون حیوونم بهشون ندادن! اکدوم شما اهمیت میدین ؟اونوقت تو میگی شخصیت انسان؟دارن تو خاک خودشون میکشنشون !بچه هاشونو شکنجه میکنن اونوقت شما غصه تون چیه؟ که نگهبان دم در میگه خانم آستینت رو بکش پایین !حقوق بشر! هه ..چه جوکی؟ یه بار شد کنار این تحصنا یه شعار بدین یا یه جمله فسقلی بنویسین که یکی جلوی این وحشیای صهیونیستو بگیره!؟همه فکر و ذکرتون اینه که من چی گیرم میاد؟
من دعوا کردم تو عصبانی هستی؟...صبر کن ببینم.این دوتا رو با هم قاطی نکن،دوتا چیزه!وایسا بهت میگم! صبر کن ولی یلدا راهشو کشید و رفتنه اینکه فکر کنین مثل بچه بسیجیا تا چیزی باب میلش نبود آنی جوش می آورد ،نه ! اصلا همچین آدمی نبودها، ولی امروز از همه چی عصبانی بود. از کساییکه با دولت مشکل دارن و کاسه کوزه اش را سر دولت . میشکنن، از کساییکه از فلسطین دفاع میکنن ولی با این دفاع تازه لج همه رو در میارن!از صدا و سیما که هیچ حقیقتی رو نمیگه ولی اکثر مردم فکر میکنن که مسئله فلسطین رو بزرگنمایی میکنه ،از مردمیکه صبح و شب فریاد میزنن ولی گوش دنیا ناشنواست . از راشل کوری که شهید شد و خونش هدر رفت...؟...شاید یلدا نمیدونه که خون شهید هدر نمیره